|
من با نگاه امّ ابیها گریستم بر دستهای بسته ی مولا گریستم می سوزم از نگاه علی و زفاطمه از آتش نگاه همانجا گریستم وقتی سکوت بر لب حیدر نشسته بود بر اشکهای زینب کبرا گریستم قوم یهود بهتر از این قوم فاسقند در کوچه با سرشک یهودا گریستم حقش نبود دخت نبی را کتک زنند بر نانجیبی همه دنیا گریستم یک مرد در تمام مدینه مگر نبود بر اینکه فاطمه شده تنها گریستم شرح سفارشات نبی بهر فاطمه با میخ در به سینه ی زهرا گریستم باید همیشه گریه کنم بهر فاطمه مادر برای تو ز تولاّ گریستم روز شهادت است خدایا مدد نما تا بشنوند در همه دنیا گریستم مادر کرم نما و فدا کن تن مرا شاید شود مزار تو پیدا گریستم
|
درباره وبلاگ
السلام علیکم یا اهل بیت النبوه....بابی انتم و امی و نفسی و اسرتی
مهر 1388 شهریور 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 پیوندها
عشق حقیقی |