|
یابن الحسن برای ظهورت شتاب کن آقا دعای مادر خود مستجاب کن
دیگر تمام عالم و آدم سپاه توست از کنج کعبه عالمیان را خطاب کن ما هم اگر چه هیچ نیارزیم بر درت یک ذرّه ای میان سپاهت حساب کن آقا بیا به یاری مظلوم در جهان آتش بزن به ظالم و با او عتاب کن در عالمی که غرق فساد و تباهی است با یک نگاه مهدویت انقلاب کن اندر میان عالمیان حجت خدا یاران خاص و جان به کفت انتخاب کن بیرون بکش ز قبر تن دشمن علی با انتقام فاطمیت یک ثواب کن وقت ظهور توست بیا حجّت خدا آن چهره ی منوّر خود بی نقاب کن جانهای شیعه منتظر جانفشانی است گلهای جان مهدو یان را گلاب کن
از دخت مصطفی مگر اینجا نشانه نیست؟ این جای چیست روی تنش!تازیانه نیست؟
آتش به درب خانه ی حیدر چه می کند؟! ای ناکسان مگر این خانه ،خانه نیست ؟ این دختر نبی است خدایا چرا کسی دنبال جسم چون شبه او روانه نیست؟ گریان دو چشم زار علی شد ولی اثر از گریه های دلشکن کودکانه نیست امشب کجاست مادر زینب که بشنود دیگر رمق به ناله ی آن نازدانه نیست مولا به خانه اش چو مدینه غریب شد آخر اثر ز فاطمه در آشیانه نیست بنگر صدای فاطمه مدفون خاک شد آن ناله ها و سوز و دعای شبانه نیست گو با علی چه بر سر شمشیرت آمده؟ آیا برای قتل عدو یک بهانه نیست؟ سرخی خون فاطمه این درس می دهد هرگز مسیر دشمن حق جاودانه نیست
من با نگاه امّ ابیها گریستم بر دستهای بسته ی مولا گریستم می سوزم از نگاه علی و زفاطمه از آتش نگاه همانجا گریستم وقتی سکوت بر لب حیدر نشسته بود بر اشکهای زینب کبرا گریستم قوم یهود بهتر از این قوم فاسقند در کوچه با سرشک یهودا گریستم حقش نبود دخت نبی را کتک زنند بر نانجیبی همه دنیا گریستم یک مرد در تمام مدینه مگر نبود بر اینکه فاطمه شده تنها گریستم شرح سفارشات نبی بهر فاطمه با میخ در به سینه ی زهرا گریستم باید همیشه گریه کنم بهر فاطمه مادر برای تو ز تولاّ گریستم روز شهادت است خدایا مدد نما تا بشنوند در همه دنیا گریستم مادر کرم نما و فدا کن تن مرا شاید شود مزار تو پیدا گریستم
ناله ی زهرا شنیدی پشت در؟ در میان شعله می گفتا پدر
درب را آتش زدند آن ناکسان سرخ شد از آتش کین میخ در میخ در بر سینه ی مادر زدند گرمی آتش به جانش زد شرر نانجیبان با لگد بر در زدند پهلوی مادر شد آنجا هم سپر خرد شد در پشت در پهلوی او سقط شد زهرای اطهر را پسر ناله زد فضه بیا دستم بگیر طاقتم رفته زکف دادم گهر رفت بین کوچه دنبال علی دست او بگرفت از حیدر کمر زد مغیره روی بازوی بتول ای قلم بشکن مگو زین بیشتر آه قلب عالم و آدم گرفت غصه های مادرم حالم گرفت
السلام علیک ایتها الصدّیقةالشهیده(سلام الله علیها)
دلم مست عطای فاطمیه گدایم من گدای فاطمیه بریزد اشک چشمانم که باشم غمین غصه های فاطمیه سیه پوشانده مهدی بر تن من سیاهی عزای فاطمیه در این ایام می زد ناله زهرا فدای ناله های فاطمیه برای دردهایش خون بگریم بریزم اشکهای فاطمیه هزاران درد دارم درد بدتر بود این دردهای فاطمیه به پشت درب خانه ناله میزد شنیده ای صدای فاطمیه؟ خدایا سقط شد شش ماهه ی او فدایی شد برای فاطمیه فدای گریه ی جانسوز مادر به پا کرده نوای فاطمیه خدا آتش بگیرد دودمانی که آتش زد سرای فاطمیه خدایا ناله ی زهرا شنیدی؟ چه کردی ای خدای فاطمیه؟ بیا جانم بگیر و کن فدایی شوم من خونبهای فاطمیه چرا قبرش بود مخفی به عالم؟! همین باشد ندای فاطمیه
السلام علیک یا فاطمةالزهرا سلام الله علیها
منجی عالم و آدم زهراست مادر شیعه دمادم زهراست گر سوی قبر برندم روزی منتظر بهر من آندم زهراست روی قبر و کفنم بنویسید یاور و مونس و همدم زهراست روز محشر نکنم میل به کس در پی آنکه بگردم زهراست حبّ او هست که آید نفسی گرمی سینه ی سردم زهراست بی ولایش خس و بی مقدارم سرخی صورت زردم زهراست نروم هیچ پی اکسیری داروی هر غم و دردم زهراست من ندارم به دلم جز راهش صاحب هر چه که کردم زهراست ارث او غصب شد و وارث ماست وارث لحظه و هر دم زهراست فاطمه هدیه ی حق بر همه است آنچه حق داد به ما فاطمه است
آن لحظه ای که باطن من رنگ می شود گویی دلم برای خودم تنگ می شود یک لحظه با خدایم و یک لحظه با بدی انگار بین نفس و دلم جنگ می شود گاهی هزار مرتبه لعنت کنم به خود زیرا که جنس شیشه ی دل سنگ می شود وقتی سخن ز حدّ قساوت فزون شود راه بدی و دل چه هماهنگ می شود با این خود و منیّت و شیطان بد منش پای دل و تفکّر دل لنگ می شود
آخر شب شد خدایا خسته ام دل به احسان الهی بسته ام
کوله باری از گناهان پیش رو بر سر خوانت خدا بنشسته ام گوییا شیطان دو دستم بسته است با هرآنچه بد بود پیوسته ام ایخدا ای مهربانتر از همه من همان هستم که از تو رسته ام آمدم سویت پشیمان آمدم چشم از آلودگیها شسته ام مهربان دیگر پشیمان آمدم دل ز نفس بد گهر بگسسته ام رحم کن بر اشک چشم و زاریم یک نظر بر ناله ی آهسته ام دیگر از احوال خود شرمنده ام خسته هستم خسته هستم خسته ام
کی می شود که این دل زارم صدا کنی یکدم برای بخشش عاصی دعا کنی
کی می شود میان قنوت سحرگهت یا بن الحسن سفارش من با خدا کنی دارم امید انکه شبی هم مرا شها از اینهمه معاصی عمرم جدا کنی شرمنده ام ز روی تو ای منشآ امید هردم بدیست کار من و تو وفا کنی من با دل شرر زده ام دارم این سخن آخر چرا تو با دل مهدی جفا کنی! او میکند دعا و تو باشی پی گناه کی می شود ز روی کریمش حیا کنی؟ مولا کنار هر چه که خوبست می روی من در پی توام که مرا هم سوا کنی آقا بیا به حقّ حضرت زهرا ظهور کن ای منتقم بیا که دلم کربلا کنی
حک شده روی دل من یا علی روشنی محفل من یا علی
تا به دلم بوی علی می رسد می شکفد درّ ز دهن یا علی حرف من از روز ازل بوده است باد فدایت همه تن یا علی طفل چو بودم ز علی دم زدم پیر شدم گشته سخن یا علی عمر من و هر نفسم با علیست در دم مرگ و به کفن یا علی کوه و بیابان ز علی جان گرفت خرّمی سرو و چمن یا علی ذکر نبی ذکر ملک ذکر حق ذکر حسین است و حسن یا علی فاطمه با عشق علی زنده بود گفت به هنگام محن یا علی
ذکر جانم یکصدا مولا علی ذکر کلّ ما سوا مولا علی
هر طپش چون میزند قلب کسی سر دهد این جمله را مولا علی حق اگر جان و دلم را آفرید کرده من را مبتلا مولا علی در همه دنیا غریب و بی کسم هست تنها آشنا مولا علی ذکر حیدر در وجودم جاری است دمبدم دارم نوا مولا علی کاش بودم من غلام قنبرش من غلام و مقتدا مولا علی حبّ حیدر در رگم جاری بود هست بر دردم دوا مولا علی جز علی با این دل مجنون مگو بهترین اسم خدا مولا علی شاه شاهان جهان مولا علیست عالمی بهرش گدا مولا علی یا علی ما را رسان بر مرقدت خاک درگاهت شفا مولا علی دوست دارم با تو مآنوسم کند حق به حق مرتضی مولا علی دوست دارم عاشق زارت شوم تا شوم یار شما مولا علی یا بخر من را و یا جانم بگیر حقّ شاه کربلا مولا علی
|
درباره وبلاگ
السلام علیکم یا اهل بیت النبوه....بابی انتم و امی و نفسی و اسرتی
مهر 1388 شهریور 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 پیوندها
عشق حقیقی |