|
هیچکسی دوباره زندگی نکرد خدا رو دوباره بندگی نکرد فرصتای زندگی خیلی کمه بعد هر لذت اون درد و غمه خدا با بدیهامون کنار میاد هر دهه توو عمرمون یه بار میاد به همه فرصت زندگی میده طعم با صفای بندگی میده چی میشه به آدما خوبی کنیم از همه بی کسا دلجویی کنیم به همه کمک کنیم با دل و جون خوی بد رو برونیم از دلامون اگه دیدیم حقی پایمال میشه ریختن خون همه حلال میشه جلو ظالم و بگیریم همه جا حق و فریاد بزنیم واسه خدا اگه دیدیم یه نفر چیزی میخواد بریزیم به پای اون هرچی میخواد به همه کمک کنیم با مالمون تا بشه زندگیمون حلالمون مگه پول چیه که مجنون اونیم واسه ۲زار دلی رو میشکونیم کی توو قبرش همه اموالش و برد کیه که اومد توو دنیا و نمرد اگه خانواده ات فقیرتره ولی وضع تو از اونها بهتره خواهر و برادر و یاری بکن برای زندگیشون کاری بکن اگه یک نفر تورو دعا کنه درد و دل برات پیش خدا کنه گره از کارهای کورت وا میشه دور از دورو برت بلا میشه خلاصه خوبی قشنگه آدما عمر، شیشه مرگ، سنگه آدما قبل رفتن یه کمی تلاش کنید قبر، تاریکه و با صفاش کنید گودال تاریک و روشنش کنید نفس بد منش رو سرزنش کنید وعده ی خدای ما حقیقته تنها راه خوب ما شریعته قرآن و بگیر کنار اهل بیت عمرت و بکن نثار اهل بیت حضرت زهرا شفاعت میکنه از همه عاشقا دعوت میکنه میگه آی گریه کنای پسرم من یه جا گناهاتون رو میخرم ای خدا مارو به مرتضی ببخش بدی مارو خودت یه جا ببخش
السلام علیک یا اباصالح المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف دلم بی تو خوش است و روبراه است شها اینگونه بودن اشتباه است مسیر زندگیها از تو دور است همین بی بندو باریها گواه است زتو غافل همه دلهاست مهدی خوراک جامعه هر دم گناه است نظر داری به عصیانهای مردم دلت از بهر ما در سوز و آه است کسی که از شما دور است مهدی تمام زندگانیش تباه است هر آنکس تشنه ی کوی تو باشد طبیب دردهایش خیمه گاه است شها دوری ز تو سخت است و دشوار بیا ای یار شیعه بی پناه است ظهورت باشد ای مهدی رهایی شهادت در کنارت اصل راه است شما گر راضی از اعمال باشی بدون شک رضا از ما اله است
السلام علیک یا اباصالح المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف کاش مهدی بود و دل بود و خدا دور بودم از همه جرم و خطا کاش در دنیای ایمانی خویش من نبودم لحظه ای از او جدا کاش با شیطان نبودم همقدم می شدم با دلبر خود آشنا کاش مهدی انتخابم مینمود بهر خود می کرد من را هم سوا کاش در عالم دو چشمم باز بود بهره میبردم ز دیدار شما کاش من هم می نشستم در برت میهمانت می شدم در این سرا کاش نفسانی نمیشد عمر من بوسه میدادم کف پای تو را کاش یک شب در میان خواب ناز امر می کردی به دیدارم بیا کاش دوری از رخت معنا نداشت دل به هجرانت نمیشد مبتلا کاش می دیدم امام عصر خویش در کنارت عمر من میشد فدا کاش طولانی نبود این غیبتت می نمودی سرّ حق را برملا کاش میشد یک دعایم مستجاب خون من ریزد به عشق مرتضی کاش بودم من ز غفلتها جدا میشدم با دیدنت حاجت روا کاش خود می آمدی محبوب جان می شکستی پشت هر ظلم و جفا کاش دل را در رکابت مهدیا می چشاندی طعم شیرین بلا کاش میبردی مرا همراه خود تا بگیرم در بغل کرب و بلا
السلام علیک یا رقیه بنت الحسین علیها سلام
آمده زینب به صد رنج و بلا خسته و زخمی سوی شام بلا روی بازو دارد از زهرا نشان تازیانه خورده در کرب و بلا پیش چشم زینب خونین جگر روی نی راس حسین مصطفی درد و دلها می کند با یار خویش بهر طفلان اسیر کربلا کای برادر بنگر اینک دخترت تازیانه خورده از قوم دغا کودکان بی پناهت را ببین اشک و ناله قوتشان جای غذا خواهرت بادا فدای حنجرت روز و شب گریم برایت سر جدا ای برادر باور خواهر نبود لحظه ای باشم ز یار خود جدا روی نی با زینبت حرفی بزن جان زهرا و علی مرتضی دلشکسته بین این نامحرمان دمبدم بینم لب خشک تو را من فدای صورت نورانیت جان دهم از صوت قرآن شما خون دلهایی که خوردم از غمت ریخته از چوب محمل بی صدا من نمی گویم به من حرفی بزن دخترت را ناز کن خون خدا بهر دیدارت عطش دارد عطش روز و شب گوید پدر رفته کجا یا بگیر این طفل در دامان خود یا بگو زهرا بیاید از سما من که میمیرم ز اشک و ماتمش گریه ها دارد که ای بابا بیا آتشی بر پا شده در دل حسین کرده ای بر روی نی منزل حسین
ما کجا و یاد یاران شهید مثل آنان را کسی دیگر ندید
........................................................................................... امشب ای یاران هوایی شد دلم عطر یاران آمده در محفلم یاد یاران شهیدم کرده ام شد معطر از هواشان منزلم آه یاران آتشی بر پا کنید جملگی بر هم زنید آب و گلم رفته اید اما نرفته یادتان زنده اید ای وای بر من غافلم کشتی طوفانی دل با شماست منتظر بهر شما تا ساحلم دل بود با یادتان یاد خدا با شما هستم که هردم کاملم من ز روی ماهتان شرمنده ام در تداوم بخشی خون کاهلم ای شهیدان بهر دل هویی کشید تا شود لطف خدایی شاملم بعدتان گمراه شد دل در هوس بعد جبهه گشته غصه قاتلم بی شماها زندگی بیهوده گشت شد جدایی از شهادت حاصلم با دل زارم بگویم بارها حتم دارم پستم و ناقابلم این بود حرف دل جامانده ها مهر باطل شد زنیدم باطلم در رکاب مهدی صاحب زمان پرپرم سازید مانند گلم
خداحافظ ای ماه اندوه و خون خداحافظ ای ماه اشک و جنون
خداحافظ ای ماه خون حسین خداحافظ ای شیون و شور و شین خداحافظ ای محرم سینه ها خداحافظ ای کشته ی کینه ها خداحافظ ای از همه بهترم خداحافظ ای شیرخوار اصغرم خداحافظ ای شبه پیغمبرم خداحافظ ای مهربان اکبرم خداحافظ ای ناله ی هر شبم خداحافظ ای عمه جان زینبم خداحافظ ای خیمه ی سوخته خداحافظ ای سینه افروخته خداحافظ ای ساقی کربلا خداحافظ ای دست از تن جدا خداحافظ ای طفل ناز حسین خداحافظ ای چاره ساز حسین خداحافظ ای گودی قتلگاه خداحافظ ای زینب بی پناه خداحافظ ای زینب فاطمه خداحافظ ای عرش را قائمه خداحافظ ای طفل نیلی شده رخت نیلی از ضرب سیلی شده خداحافظ ای تشنه ی بی کفن خداحافظ ای راس دور از بدن خداحافظ ای راس کنج تنور خداحافظ ای نور در کوه طور خداحافظ ای ناله ی آب آب خداحافظ ای اشکهای رباب خداحافظ ای آبهای فرات خداحافظ ای خونبهای فرات خداحافظ ای سرزمین بلا خداحافظ ای کربلا کربلا خداحافظ ای کاروان اسیر خداحافظ ای غافله بی امیر خداحافظ ای یار محمل نشین خداحافظ ای بهترین سرنشین خداحافظ ای راس بر روی نی خداحافظ ای پا برهنه ز پی خداحافظ ای جان و قلب همه خداحافظ ای دختر فاطمه خداحافظ ای ماه خون و قیام خداحافظ ای سرور تشنه کام
السلام علیک یااباصالح المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف
ای آنکه در نگاه تو باشد نگاه من جانا نظر نما تو به روی سیاه من جز در کنار خیمه گهت دل نمی رود آنجا بود امید من و سرپناه من هرشب ز هجر روی تو من آه می کشم کی میرسم به کوی تو ای تکیه گاه من گفتی مکن گناه و بدی در تمام عمر تا لایقت کنم نگری خیمه گاه من ترک گناه کردم و چشمم به در نشست مولا بگو دگر چه بود پس گناه من؟ گاهی ز گفتگوی تو غافل شود دلم بگذر ز غفلت دل و از اشتباه من یابن الحسن بیا به سرای دلم نشین بنما نظر به عمر سراسر تباه من بی تو تمام عمر رود خون ز دیده ام آقا نظر نما به دل و سوز و آه من
السلام علیک یا اباصالح المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف جای پایت روی چشمان من است عکس تو در چشم گریان من است مهدیا تا کی به دنبالت روان دیده ی من جسم من جان من است در نماز و وقت قرآن خواندنم یاد تو در قلب سوزان من است با که گویم دردهای دوریت پاره از هجرت گریبان من است آه مهدی جان، فدایت جان و دل عشق تو چون خون به شریان من است خیمه گاه سبز زیبای شما جنت من روح و ریحان من است وصف دیدار تو ای صاحب زمان نور چون آیات قران من است این خبر که کرده ای مولا ظهور بهترین اخبار دوران من است ای گل نرگس نسیمی ساز کن منتظر بهرت گلستان من است جلوه کن مهدی که بهرت منتظر قطره های خون ز ایران من است حب تو ای بهترین سرمایه ام سرّ دین و سرّ ایمان من است با تو بودن ای گل زهراییم باعث عفو گناهان من است دوری از تو هستیم بر باد داد مهدیا این کل جریان من است
|
درباره وبلاگ
السلام علیکم یا اهل بیت النبوه....بابی انتم و امی و نفسی و اسرتی
مهر 1388 شهریور 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 پیوندها
عشق حقیقی |