|
یا ابا صالح المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف الا نگار دل ما چرا نمی آیی تمام حاصل زهرا چرا نمی آیی تمام زندگیم بی وجود تو بگذشت تو ای مسافر صحرا چرا نمی آیی بدون تو شده عمرم پر از تباهی و جور طبیب جمله ی دلها چرا نمی آیی تمام عمر نگاهم نمودی و کورم برای روشنی ما چرا نمی آیی هزار بار صدایت زدم به هیاتها به محفل من تنها چرا نمی آیی درون دل بنشستی ولی نمی بینم جمال حیدریت را چرا نمی آیی میان خیمه ی خود مهدیا دعا فرما شوم غلام تو مولا چرا نمی آیی همیشه زندگیم با صدا زدنت رد شد چه شد جواب تو آقا؟چرا نمی آیی دلم اسیر تو باشد امام من مهدی بخر اسیر دلت را چرا نمی آیی بریز خون مرا دور خیمه ات مولا که حس کنم قدمت را چرا نمی آیی همیشه چون ز تو دورم بترسم از مردن چه ترس با تو ز عقبی چرا نمی آیی بر این دلم نظری کن ببر مرا سویت ببر مرا تو ز دنیا چرا نمی آیی غلام تو شده خسته ز هرچه زندگی است بیا زخیمه نگارا چرا نمی آیی
پروردگار متعال فرموده است:اگر جن و انس بر حب علی علیه السلام جمع می شدند هرگز جهنم خلق نمی شد.
به آیه آیه ی قرآن علی را دوست دارم من قسم بر دین و بر ایمان علی را دوست دارم من علی را دوست میدارم به قلبم با دل و جانم درون سینه چون جانان علی را دوست دارم من بیا بشنو کلامم را بیا بنگر مرامم را به صد علت به صد برهان علی را دوست دارم من چو در عالم قدم بگذاشتم من با علی بودم علی در جسم من چون جان علی را دوست دارم من علی بود و نبود من علی راس وجود من علی دردم علی درمان علی را دوست دارم من در اول با علی بودم در اخر با علی باشم به کل عالم امکان علی را دوست دارم من دلم را برده مهر او فدای خشم و قهر او صدایش را شوم قربان علی را دوست دارم من وصی گوید علی جانم نبی گوید علی جانم بگوید خالق منان علی را دوست دارم من علی چون خون من باشد درون هر رگم جاری شنو حبم ز هر شریان علی را دوست دارم من اگر خواهد ز من جان را چه ارزش پیش نعلینش فدایش میکنم ارکان علی را دوست دارم من خدایا سینه ام جای علی گردان نه غیر از او کنم لعنت به هر شیطان علی را دوست دارم من چه دارد ارزش این دنیا بدون حضرت حیدر به قربانت اباالسلطان علی را دوست دارم من عبای وصله دارت را دو دست سرفرازت را کشم بر دیده ی گریان علی را دوست دارم من بود عشق تو در این دل به چشمانت کنم منزل الا ای مظهر سبحان علی را دوست دارم من تو هستی پهلوان حق تو شیر و قهرمان حق تو سر هستی ز هر دوران علی را دوست دارم من ببیند روی ماهت را هر انکس جان دهد بر حق محب با شد و یا عدوان علی را دوست دارم من بزن اتش بر این حاصل نما عشق مرا کامل به عشق خسرو خوبان علی را دوست دارم من علی را خواهم اندر دل شود لطفش مرا شامل ندارد حب او پایان علی را دوست دارم من خدایا عشق حیدر را مگیر از من مگیر از من مکن روزی من حرمان علی را دوست دارم من
یا علی گویم و جان می گیرم آخر از عشق علی می میرم
می خرم مهر علی با دل و جان با عدویش همه جا در گیرم آه حیدر منم آن حلقه به گوش بنما بهر خودت زنجیرم مهر تو ای به فدایت گردم کرده از لطف دو دنیا سیرم کرده عشق تو یدالله علی در همه زندگیم تسخیرم من غلام تو شدم در دو جهان وه عجب نیک بود تقدیرم با علی در دو جهان دلشادم بی علی در همه دم دلگیرم فاش گویم که منم رام علی روز و شب ذکر علی تفسیرم من جوانم چو کنار علیم بی علی گرچه جوانم پیرم شیعه هستم من و قربانی او در دفاع حرمش چون شیرم مهر و عشق علی و نام علی گشته در زندگیم اکسیرم جز علی با دل دیوانه مگو یا علی خود بنما تدبیرم لحظاتی که شوم اهل گنه حبّ مولا بدهد تغییرم یا علی از عملم راضی باش بگذر از جرم من و تقصیرم
یا امیرالمومنین علی علیه السلام
دلم به سوی علی هست و من فدای علی بیافریده خدا جان من برای علی همیشه در همه عمر م به دل بود این شوق که خون من برود بهر رونمای علی هماره می دهم این مژده را به قلب و دلم که خلق کرده مرا بهر او خدای علی دلا بسوزاز اینکه ندیده ای رخ ماهش نصیب تو نشده در زنی سرای علی خدای من به فدایش نما دل پر درد به هر دو عالم خود کن مرا گدای علی کبوترم کن و دل را ببر به کوی نجف مگر که پربزند جان در ان هوای علی فدای ذوالفقار شوم در میان دستانش تمام جان رود از تن ز لافتای علی خدای من چه شود یک شبی به زندگیم به گوش جان برسد صوت جانفزای علی غدیر خم که نبودم رسم به خاک قدومش در این زمان برسانم خدا به پای علی تمام عمر وجودم گدای دست علی است منم فدای دو دست گره گشای علی من و جدایی مولای من خدا نکند که تا قیام قیامت منم فنای علی مریض عشق علی هستم و دوا یم نیست دوا دوای علی و شفا شفای علی بسوخت این دل مجنون ز مهر حیدر و زهرا بنوشم عاقبت از حوض با صفای علی خدا کند که دهم جان کنار منتقمش شوم شهید و بگیرم زحق رضای علی غلام کوی علی باشم و فدای حسین خدای من برسانم به کربلای علی
یا امیرالمومنین علیه السلام
من را فدای روی علی افریده اند دل را گدای کوی علی افریده اند روز و شبم من از پی حیدر دویده ام جانم به جستجوی علی افریده اند بر من مگیر خرده که ذکرم علی علی است من را به گفتگوی علی افریده اند دانی چرا که شیعه بود عاشق علی؟ چون فطرتش ز خوی علی افریده اند هردم نفس ز شوق علی می کشم زجان این سینه را ز هوی علی افریده اند خلقم خدا نمود به پابوسی علی یعنی دلم به سوی علی افریده اند اصلا خدا به روی علی جلوه می کند صوت حق از گلوی علی افریده اند خشم خدا صلابت حق قدرت خدا در زور و بازوی علی افریده اند این آبها و اینهمه باران و رود و بحر چون قطره ای ز جوی علی افریده اند هر بوی خوش که بر دل تو روح می دهد از ذره ای ز بوی علی افریده اند یوسف که هست جلوه ی زیبای ما خلق از جلوه ی نکوی علی افریده اند در کلّ کائنات هر آنچه خدا سرشت بر طرّه ای ز موی علی افریده اند اشکی که بر حسین علی شد نصیب من از یمن آبروی علی افریده اند اندر بهشت خانه ی ما در جوار اوست من را به روبروی علی افریده اند یارب تو روزیم بنما انتقام او دل دشمن عدوی علی افریده اند
السلام علیک یا اباصالح المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف
یابن الحسن به یاد تو این دل گرفته است صد ناله از فراق تو در دل نهفته است یا بن الحسن به جز خودت ای یار مهربان دل ،راز خویش با کس دیگر نگفته است یابن الحسن به شوق تو می آید این نفس چشمان من به غیر عشق تو مولا نخفته است یابن الحسن فدای صدایت که جان و دل در مجلس حسین نوایت شنفته است یابن الحسن فدای دوچشمت که روز و شب بر جمله ی معاصی من اشک سفته است یابن الحسن من ارچه گنهکارم و بدم اما دلم به گرد دشمن زهرا نرفته است
ایام شهادت امام باقر علیه السلام تسلیت باد
جانم فدای تو یا باقرالعلوم در دل هوای تو یا باقرالعلوم روز شهادت تو دل ما گرفته است بهر عزای تو یا باقرالعلوم در قبر و برزخ و در روز رستخیز افتم به پای تو یا باقرالعلوم در گوشه ی بقیع چو دل سوزد از غمت گریم برای تو یا باقرالعلوم ای کاش جان بدهم من برای تو تا بنگرم لقای تو یا باقرالعلوم جز درگهت کجا روم ای یار مهربان هستم گدای تو یا باقرالعلوم خاک بقیع تو شد سرمه بهر چشم گیرم شفای تو یا باقرالعلوم روز شهادت تو دل پر از غم است در دل نوای تو یا باقرالعلوم در روز حشر کمک می کند مرا بهرت خدای تو یا باقرالعلوم ملعون هشام تو را زهر دادو کشت با ان صفای تو یا باقرالعلوم جان می دهم برای تو و می خرم به جان هر دم بلای تو یا باقرالعلوم چشمم بگرید و دل اه می کشد بسی از کربلای تو یا باقرالعلوم می شد اجین دل بابا و عمّه ات با ناله های تو یا باقرالعلوم خود روزیم نما که نباشم به زندگی هرگز جدای تو یا باقرالعلوم
مهدیا خسته ز اعمال بدم نفس امّاره مرا می کشدم
هرچه خواهم که به سویت ایم لیک شیطان لعین می بردم تا قدم سوی خدا بگذارم می زنم باز سوی نفس قدم وقت عصیان به خدا یاد توام شرم وجدان ز رخت می زندم دوست دارم که شوم یار دلت یار جانیت شوم در همه دم من ضعیفم تو خودت می دانی انچه را خواسته ای من نشدم خود بخر این دل سر گشته ی من باخودت کن چو انیس و همدم بی تو هردم بد و بی مقدارم با تو من ای گل زهرا شادم تا تو هستی دل من بی گنه است بی تو ای صاحب هر دل سردم تو بیا تا که بدیها بروند تا کنم درک به تو دل دادم به دل پاک و قشنگت سوگند به تو و عهد به تو معتقدم با همه نیک و بدم می دانم خود ارباب مرا می خردم هرچه خواهی بکن ای یار ولی مکن از خیمه گه خویش ردم همه روز و همه شب دل با توست خود شفا ده دل پر از دردم بخر از من همه ی عصیانم گر وفایت نکنم نامردم
شهادت امام جواد علیه السلام تسلیت باد خدایا امشب و با عشق حسین دل ما رو پر بده به کاظمین دل من گرفته امشب از غمش ای به قربون ضریح و پرچمش بغضی امشب توی سینه ی منه حرمش مثل مدینه ی منه جوادم توو مدینه گریه می کرد واسه ی زخم سینه گریه می کرد هی می گفت مادر من شهیده بود از مدینه جز بدی ندیده بود گریه می کرد و می گفت ای مادرم غصه دار ناله ی پشت درم انتقام پهلوی شکستتو انتقام ناله های خستتو می گیرم عاقبت از قوم دغا انتقام مدینه تا کربلا اما مثل جدّ خود تشنه لبه شام رفتن جوادم امشبه ام فضل نانجیب داده به باد هستی امام رضا،امام جواد تشنه شد امام جواد خدا شهید جز غم و غصه توو زندگی ندید یا امام رضا فدای پسرت شده پرپر اقا امشب ثمرت از حریم رضوی تا کاظمین میزنیم به سینه و میگیم حسین
حسین جان...
من میخوام بیام به کربلات حسین خیلی تنگ شده دلم برات حسین تووی این وادی تنهایی و غم روز و شبها می کنم صدات حسین هرچی الوده میشم میام پیشت هی میگم فدات حسین فدات حسین چی میشه بیام توو بین الحرمین جون بدم برای بچه هات حسین وقتی خیلی بد میشم توو هیآتا میشینم قاطی عاشقات حسین اگه اشکت نباشه زندگی نیست قربون ناله و ضجه هات حسین خوب میدونی زندگیم حسینیه وجودم اسیر روضه هات حسین همه هستیمو بگیر و عوضش جام بده میون کفترات حسین دل من هوائیه ضریحته فدای ضریح با صفات حسین کفترم کن و ببر در حرمت پر و بالم بده در هوات حسین من کجا غم دارم از اخرتم! وقتی باشم پیش نوکرات حسین هرچی از من میگیری بگیر ولی نگیر از من غم و غصه هات حسین کاشکی من کرب و بلایی می شدم زندگیمو میدادم به پات حسین کاشکی بودم روز عاشورا پیشت جون می دادم واسه خیمه هات حسین کاشکی جای اب بودم توو کربلا عطش و میبردم از لبات حسین کاشکی اون لحظه تمام هستیمو میدادم برای خواهرات حسین من فدای دختر سه ساله ات ناله میزد و میکرد نگات حسین اقاجون خسته شدم از همه کس جونمو بگیر بده برات حسین
به جز سودای وصلت در سرم نیست به غیر از روح تو در پیکرم نیست شب و روز از غم هجرت بگریم اثر از خیمه گاه دلبرم نیست بیا مهدی که دل بی تو غمین است جدا از تو بمیرم !باورم نیست درون قلب من این ناله باشد خداوندا امیر و سرورم نیست بود این زندگانی سرد و غمگین کنارم سرپناهم یاورم نیست درون دل نشستی تا ببینم تویی اول به جز تو اخرم نیست به غیر از اینکه روی تو ببینم در این دل ارزوی دیگرم نیست بدون روی تو هیچ است دنیا ز نور چهره ات زیباترم نیست بود هر عشق در دنیا دروغین بجز عشقت که از آن برترم نیست می وصلت چشان برجسم و جانم که روحم تشنه و اب اورم نیست بیا در راه خود من را فدا کن شهیدم کن کزان بالاترم نیست دلم در کربلا جا مانده مهدی به غیر از اشک چشمم ساغرم نیست فدای طفل مولایم که می گفت مزن ظالم یتیمم مادرم نیست رقیه ناله زد در ان بیابان خدا تنها شدم من خواهرم نیست بیا و جمع کن طفلان خسته دگر اهی به قلب مضطرم نیست به جز اتش که برپا شد به خیمه پرستاری به دور بسترم نیست بگوید زینبت با اه و ناله همه رفتند و دیگر اصغرم نیست
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا علیه السلام
بده کبوتر دل را به کوی خود جایی بده نجات وجودم ز بند رسوایی گدای کوی تو باشم تمام عمر دمادم که شاید از سر کویت رسم به اقایی تو ان امام رضایی که مهربان جهانی ندارد هیچ غلامی چنان تو مولایی هزار بار اگر گرد مرقدت بنشینم بجز غبار ضریح تو نیست سودایی شود شبی به کنار حریم تو جانا رسد ز جانب عرشت به دستم امضایی فدای صحن و سرایت شوم امام رئوف که کور دل ز هوایت رسد به بینایی کند به اسمان و زمین فخر گنبد نازت که سلطنت به تو زیبد تو شاه در دو سرایی به این امید دهم جان که چشم بسته و بینم سرم به دامن وصلت رسیده تا به خدایی همان زمان که قدم زد دلت به کشور ایران رسید نغمه ز دوران که یار و ضامن مایی بیا کبوتر دل را ببر به دور ضریحت بده ز دست قشنگت پری و حال و هوایی شها تو مستجاب کن دعای این دل خسته ز کوی خود برسانش شبی به کرب و بلایی
|
درباره وبلاگ
السلام علیکم یا اهل بیت النبوه....بابی انتم و امی و نفسی و اسرتی
مهر 1388 شهریور 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 پیوندها
عشق حقیقی |