|
یابن الحسن...
یابن الحسن تو خوب زما دلبریده ای از اینهمه معاصی ما رنجدیده ای یابن الحسن فدای دل پر زدرد تو خوبی که هیچ جز بدی از ما ندیده ای یابن الحسن همه اوصاف حال ما از حال و روز ظاهر الوده دیده ای یابن الحسن چه گویم از این روزگار خود بر جلوه ی خراب دلم خود رسیده ای یابن الحسن ز بس که بدیم و گناهکار ازخانه های ما توشهاپا کشیده ای یابن الحسن خجالت ازین می کشم که باز با اینهمه معاصیم این دل خریده ای یابن الحسن فدای دو چشمت که دیده ای جرم و گناه ما و برایش چکیده ای یابن الحسن ز طعم حسینت چشان مرا طعمی که از غم و اشکش خمیده ای
یا علی من عاشق زار توام یا علی هر لحظه بیمار توام یاد تو شیرینی دنیای من با دل و جانم خریدار توام من چه دارم جز ولایت یا علی من غلام و کمترین یار توام یک قدم بگذار روی قلب من عاشق و سرمست دیدار توام ذرهّ ای ناچیز و پستم یا علی در دوعالم عبد و سربار توام بین نامردم که با تو دشمنند یکّه و تنها طرفدار توام گر نباشد حبّ تو تاریکی است جلوه کردی من پدیدار توام غیر خوان تو ندارم جایگاه من گدای کوچه بازار توام کی شود تا من ببینم لحظه ای یا علی خادم به دربار توام خواب باشم در تمام زندگی جز همان لحظه که بیدار توام بهترین مولا و ارباب دلی لیک من غافل ز کردار توام با تو باشد زندگی زیبا و خوش همنشینی زیر دیوار توام ای فدای دستهای بسته ات تا قیامت زار و غمخوار توام می کشیدی اه غم از سینه ات من همان اه شرربار توام کی شود مولا بگیری انتقام تا ببینم با علمدار توام
اباصالح...
ابا صالح تویی درمان دردم دعا بنما که ملحق بر تو گردم اباصالح دلم یاد تو باشد درون سینه فریاد تو باشد ابا صالح به قربان صدایت گدایم کن گدایم کن گدایت اباصالح سرو جانم فدایت بیایی می دهم جانم به پایت اباصالح تویی تنها امیرم به عشق روی تو مولا اسیرم اباصالح فدای خیمه گاهت به قربان دل پر سوز و اهت اباصالح بیا که بی تو زارم به بیراهه کشیده روزگارم اباصالح به پایت جان سپارم به جز تو من که مولایی ندارم اباصالح تو را من دوست دارم اباصالح تویی دار و ندارم اباصالح خوشم یار تو باشم به هر جایی مددکار تو باشم اباصالح بیا دردم دوا کن مرا با روی ماهت اشنا کن اباصالح به قربان تو جانم زده دوری تو اتش به جانم اباصالح بخر این سوز و اهم ببخشا با دل پاکت گناهم اباصالح به قربان نگاهت بگردم من به دور خیمه گاهت اباصالح اباصالح گدایم مرا در پیش پایت کن فدایم اباصالح غلامی اشنایم بده مولا برات کربلایم اباصالح بگیر از من تو جان را مگیر از من دل صاحب زمان را
دوست دارم بیام کنار تو اقا امام رضا دوست دارم همش کنم تو رو صدا امام رضا دوست دارم بیام تماشا بکنم گنبدتو اشک بریزم اونجا با شورو نوا امام رضا دوست دارم هر چی دارم فدای مرقدت کنم حرمت مثل بهشته با صفا امام رضا دوست دارم با اینهمه بار گناه بیام پیشت که ببخشی همشو خودت یه جا امام رضا دوست دارم بیام کنار ضریحت دعا کنم تا کنی تمام دردامو دوا امام رضا دوست دارم وقتی باهات حرف می زنم ببینمت بنگرم چهره ی زیبای شما امام رضا دوست دارم مال تو باشم اقا جون توو زندگی نوکر تو باشم و عبد خدا امام رضا دوست دارم حریم تو خونه و زندگیم باشه نشم از صحن و سرای تو جدا امام رضا دوست دارم غیر تو در این دل زارم نباشه زمزمه ام همین باشه رضا رضا امام رضا دوست دارم این سروپامو بمالم به مرقدت نورانی بشم من(ه) بی سر و پا امام رضا دوست دارم زائری باشم که فقط گریه کنم نگاهم کنی میون گریه ها امام رضا دوست دارم که خادم درگه با صفات بشم خاکارو جارو کنم از اون سرا امام رضا دوست دارم توام منو دوست خودت خطاب کنی بلکه پاکم کنی از جرم و خطا امام رضا دوست دارم بیام برای مادرت گریه کنم تا که راضی بشه دخت مصطفی امام رضا دوست دارم بیام کنار ضریح تو بمیرم خاک بشم زیر قدوم عاشقا امام رضا دوست دارم بیام کنار حرمت دعا کنم قسمتم کنی برم کرب و بلا امام رضا
مهدیا خسته ز دوران هستی از بدیها تو پریشان هستی روز و شب می طلبی امر فرج زار از اینهمه عصیان هستی شهر ما شهر گنه گشته و تو از همه شهر گریزان هستی صبر داری به بدیهای همه بسکه تو باعث غفران هستی ابرو می خری از شیعه ی خود بانی عفو گناهان هستی می خری هرچه جوان شیعه است تو که غمخوار جوانان هستی خوب داری تو هوای ما را تو امیر همه خوبان هستی گریه داری به گناه و عصیان منبع فیض چو باران هستی هرچه گویم ز خصال تو کم است نوری و منشاء احسان هستی بنشینم به سر سفره ی تو ای که روزی ده مهمان هستی شیعیان جمله مهیاّی تواند دلبر جمله محبان هستی بهر دلهای همه عشاّقت گل زهرایی و درمان هستی کوی و برزن ز تو خالی نبود سر پناه همه ایران هستی دور رخسار تو گردد دنیا به فدای تو که جانان هستی ای به قربان دو چشمت اقا بهر شیعه است که گریان هستی گل نرگس چو علی خانه نشین دلغمین از همه یاران هستی تو بیا تا که جهان سبز شود همچو خورشیدی و تابان هستی یوسفا پای برون نه از چاه ای که سرمایه ی کنعان هستی ما به سودای تو داریم نفس ارزوی همه دوران هستی
یا ابا صالح المهدی ادرکنی
گل نر گس تو دعایم کردی از بدیها تو جدایم کردی گل نرگس به فدای صوتت ان زمانی که صدایم کردی گل نرگس همه جا یاد توام هرچه خوبیست برایم کردی گل نرگس منم و عشق ظهور بین عشاق تو جایم کردی گل نرگس دل تو یاد من است با دل خویش به پایم کردی گل نرگس به تو دلبسته شدم لطف کردی که سوایم کردی گل نرگس منم ان کفتر عشق گرد ان خیمه هوایم کردی گل نر گس منم ان غرق گنه پاک از بهر خدایم کردی گل نرگس همه دم بهر حسین ناله و اشک عطایم کردی گل نرگس به فدای کرمت که عاشق کرب بلایم کردی گل نر گس تو روا کن حاجت تا ببینم که فدایم کردی
گدای علی علیه السلام
شد وجودم مبتلایت یا امیرالمومنین روز وشب هستم گدایت یا امیر المومنین روز اول تا زدم در عالم امکان قدم ثبت گردیدم برایت یا امیرالمومنین مهر تو در جان و در دل ریشه کرده تا ابد ای دل و جانم فدایت یا امیرالمومنین من نبودم قابلت تا با شما باشم ولی باتو هستم در نهایت یا امیرالمومنین سرخوش از ان لحظه باشم درقیامت عاقبت میهمانم در سرایت یا امیرالمومنین جز تو دنیایی ندارم زندگانی را خودت کرده ای بر من عنایت یا امیرالمومنین کی شود من را به مهر خود خریداری کنی من که هستم اشنایت یا امیرالمومنین از خدا خواهم که باشد لحظه ی جان دادنم پیکرم در زیر پایت یا امیرالمومنین نوکری الوده ام اما به قران عاشقم کی کنم از جان جدایت یا امیرالمومنین از ازل خود خواستی و نوکرت کردی مرا من غلام با وفایت یا امیرالمومنین هرچه را می خواهی از من امر کن ارباب من تا کنم از جان رعایت یا امیرالمومنین گر گذاری من ببینم لحظه ای روی تو را می دهم جان رونمایت یا امیرالمومنین در خوشی و سختی ام در لحظه لحظه زندگی می کنم از دل صدایت یا امیرالمومنین میهمان کن لحظه ای من را سر خوان خودت تا بگیرم من شفایت یا امیرالمومنین من چه دارم جز لسانی که ثنا خوان شماست لطف کن گویم ثنایت یا امیرالمومنین کاش بودم در میان کوچه تا از همسرت می نمودم من حمایت یا امیرالمومنین در قیامت از تمام ظلمهای ظالمین می کند زهرا شکایت یا امیرالمومنین روزیم کن چون کبوتر مرقدت گیرم ببر پر بگیرم در هوایت یا امیرالمومنین
در دلم ارزوی معصومه ابرویم ز ابروی معصومه ارزویم گدایی کویش می کنم جستجوی معصومه شهر قم زان سبب شده زیبا که در ان هست بوی معصومه ای که سرگشته ای در این دنیا شو روانه به سوی معصومه حرمش عطر جانفزا دارد سرخوش هستم ز بوی معصومه خواهی ار پادشاه باشی دل کن گدایی به کوی معصومه جستجو گر کنی تو خلق علی بنگر خلق و خوی معصومه نور دنیا ز روی اهل البیت نور قم شد ز روی معصومه روز میلاد او چه خوش باشد مستیم از سبوی معصومه این دل و این وجود من امروز طالب گفتگوی معصومه دل من منتظر بود بهر بخشش و شستشوی معصومه یا امام رضا تو روزی کن تا شوم خاک کوی معصومه
کاش می شد لحظه ای یارت شوم تا شفای قلب خونبارت شوم کاش می شد بین این نامردمان ترجمان خوب اثارت شوم کاش می شد با تمام جان و دل دور تو گردیده بیمارت شوم کاش می شد در میان خیمه ات مهدیا لایق به دیدارت شوم کاش می شد با همه الودگی من فدای قلب غمدارت شوم کاش می شد من گنه کمتر کنم گاه گاهی یار و غمخوارت شوم کاش می شد محو چشمانت شوم مست باشم یا که هشیارت شوم کاش می شد ای امام اخرین من به قربان دل زارت شوم کاش می شد چون غلام خیمه ات روز و شب خادم به دربارت شوم کاش می شد بنگری سوی دلم تا دمی مدفون افکارت شوم کاش می شد با تمام کاستی خود نظر سازی که بسیارت شوم کاش می شد خواب در کویت شوم بشنوم تکبیر و بیدارت شوم کاش می شد این وجودم قابلت تا مهیاّ بهر پیکارت شوم کاش می شد در سپاه انتقام لحظه ای یار علمدارت شوم
امام صادق علیه السلام می فرماید:
همانا دوستی ما اهل بیت گناهان را از بندگان فرو می ریزد همانطور که باد شدید برگ را از درخت می ریزد. در دو دنیا تکیه گاهم اهل بیت حب جاری در نگاهم اهل بیت گرچه از غفلت کنم گاهی گناه باعث عفو گناهم اهل بیت هان مترسانیدم ازدنیاومرگ چونکه شد پشت و پناهم اهل بیت دوستی و حبشان ایمان من در دوعالم پادشاهم اهل بیت جز ولایت بر دل زارم مگو سرخوشی و سوز و اهم اهل بیت جان ندارد ارزشی در کویشان در مقابل انچه خواهم؟اهل بیت ای تمام اهل دنیا بشنوید اخر حرف خدا هم اهل بیت شاد هستم در مسیر زندگی شد همه خیر و صلاحم اهل بیت خرّم از انم که هردم می کنند پاک از هر اشتباهم اهل بیت
گل نرگس دل کس یاد تو نیست خانه ی هیچ کس اباد تو نیست گل نرگس همه شادند نیا نغمه از دل همه دادند نیا گر بیایی چه کنند اهل گناه از چه راهی بکنند عمر تباه همه شادند به روز و شب خویش هیچ کس بی تو ندارد تشویش گل نرگس تو خودت می بینی نیست از ما به دلت تسکینی بنگر غفلت و دوری ز خدا شهر ما نیست دگر جای شما در خیابان پی هر کس نگه است مرد و زن روز و شبش با گنه است غافل از اینکه نظر داری تو سوی اعمال گذر داری تو روز و شب می گذرد عمر همه صحبتی نیست ز تو بین همه گل نرگس تو ز ما دلگیری دیگر از بودن با ما سیری گل نرگس تو دعا کن ما را لحظه ای سوی خدا کن مارا تو نباشی دل ما زار شود شیعه بین همگان خار شود تو بیا تا دل ما یار شود بهر غمهای تو غمخوار شود تو بیا تا که گناهان برود از میان همه شیطان برود تو بیا مژده بده میمانی تا شوم بهر تو من قربانی
روز شهادت امام صادق علیه السلام تسلیت باد ای عشق تو در دل خلایق ای جان جهان امام صادق جانها به فدای غربت تو دل بسته شده به تربت تو از علم تو شد شیعه سراپا محتاج علوم توست دنیا جان تشنه ی لحن دلنشینت دل محو کلام پر طنینت ای جان دو عالمی فدایت جانها بنشسته در عزایت این اتش غم که در دل ماست از اتش خانه ی تو برپاست ای جان به نثار مقدم تو خون گریه کنم من از غم تو روزی خور تو تمام عالم من ازچه زغصه ات ننالم الحق که امام شیعیانی چون مادر خویش قد کمانی دردا که دل اه سرد دارد همچون دل تو که درد دارد ای وای مدینه باز غوغاست غوغای عزا دوباره برپاست پهلوی مدینه باز بشکست مولا ز مدینه رخت بربست دردا که بقیع دور از ماست مهدی به خدا بقیع تنهاست جانم بستان و برهانش کن روی بقیع سایبانش
یابن الزهرا
کنم یادت شب و روز از دل و جان مگر گردم ز عشق دوست درمان غمی دارم به سینه از فراقت چرا دوری ز دیده ماه دوران تویی مهدی که عالم از تو بر پاست میان خیمه هستی در بیابان اگر مشکل گناهان من و ماست چرا حیدر نبود از دیده پنهان خدایا درد باشد در دل من که محتاج گلم دور از گلستان خدایا تنگ باشد سینه از هجر ظهورش را نما پایان هجران بیا مهدی که دنیا بی تو سخت است بیا ازاد کن تن را ز زندان گل نرگس تو ای ماه مدینه اجابت کن دعای جمله خوبان نگاه توست رویای شب و روز ضیاء زندگانی ماه تابان تمام کوچه ها پر از تباهی است بیا و جلوه کن در شهر ایران بیا تا شهر جان رونق بگیرد بیا و زنده کن یاد شهیدان گل نرگس گل نرگس فدایت برای خیمه ات باشم نگهبان
|
درباره وبلاگ
السلام علیکم یا اهل بیت النبوه....بابی انتم و امی و نفسی و اسرتی
مهر 1388 شهریور 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 پیوندها
عشق حقیقی |