|
یا ابا صالح المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف
مهدیا کی می شود یارت شوم....در میان دل گرفتارت شوم دور گشتم از تو با اعمال خود....می خورم افسوس بر احوال خود تو به دل داری نظر من غافلم....رفته در وادی شیطانی دلم با زبان گویم که یا مهدی بیا....بارها و بارها در روضه ها لیک با انجام اعمال بدم.....رنگ غم بر چهره ی رسوا زدم سوختی بر کرده های زشت من....نیست جز بار گناهان کشت من در شب جمعه دلت شد یار من....با دعاهایت شدی غمخوار من هرچه لغزیدم تو راهم داده ای....بر سر کویت پناهم داده ای گفته ای اعمال زشتم می خری....در کنار خود دل من می بری بارها بر من نظارت کرده ای....از کرم بر من اشارت کرده ای دوست دارم زندگی را با شما...جان نمایم هدیه ی روی شما روسیاهم دلبرا الوده ام.....روی خود را بر معاصی سوده ام تاب هجرانت ندارد این دلم.....نور تابانت بتابان بر دلم خسته ام از دست نفس سرکشم....از گل رویت خجالت می کشم خود خبر داری زعصیانهای من....خورده ای افسوس پنهانهای من هرچه گویی هر چه خواهی ان بکن...عبد عاصی را شها انسان بکن دوست دارم در برت مهمان شوم....دور از شیطان انس و جان شوم
حب حیدر پایه ی ایمان من....نام او سرمایه ی این جان من حق ولایش را به قلب من نوشت....روی لبهایم فقط حیدر نوشت خانه ی حیدر مرا باشد بهشت.....با علی بودن مرا شد سرنوشت عشق دنیایی سراسر باطل است....عشق حیدر عشق ناب و کامل است ای که در دنیای معشوقت گمی....گیر از دستان حیدر یک خمی کشته ی عشقی اگر حیدر ببین....بهترین عشق است امیرالمومنین وادی حیدر عجب زیبا بود....دوستدارت حضرت زهرا بود هر گدایش پادشاه عالم است....چون دعاگویش رسول خاتم است عشق دنیایی فقط یک ادعاست....داروی عشقت به دست مرتضاست بر علی عاشق شو ودیوانه باش....دور شمع مرتضی پروانه باش سرنوشت دین و دنیای همه....هست در دست علی و فاطمه
این دلم تنگ است بهر دیدنت....دردو دلها گفتن و بوسیدنت بارها از دل صدایت کرده ام....اشکهایم را فدایت کرده ام بارها کردم تورا از جان صدا....تا ببینم روی زیبای تو را بارها گفتم که ای صاحب بیا....روی تو از دیده ها غایب بیا تو صدایم کردی و نشنیده ام....لطفهای بی حسابت دیده ام گرچه پشت ابر هستی جان من...می کنی در روز و شب احسان من گفته ام بر دل که در وقت گناه....دارد اربابت نظر با سوز و اه از دلش مهدی دعایت می کند....اشکهایش را به پایت می کند دوستت هستم ولی الوده ام...با گناهم یار شیطان بوده ام لحظه ی عصیان نگاهم کرده ای....با دل سوزان نگاهم کرده ای گفتی ای یارم مرو پیش عدو....حرفهایت را تو با مهدی بگو مست بودم مست و سر تا پا گناه....نه دلم پیش تو بود و نه اله با دلم شیطان بسی بازار داشت....روز و شب با فکر من او کار داشت هر کجا می خواست پایم می کشاند....پیش هر نا اهل من را می نشاند رام او بودم سوارم بود او.....می شدم با هر گناهی روبرو صبر می کردی به پایم ان زمان....غصه می خوردی برایم ان به ان هر چه خوبی کرده ای بد کرده ام....راه وصلت را خودم سد کرده ام مهدیا نادم منم شرمنده ام....دل غلام توست تا من زنده ام هرچه گویی هر چه خواهی ان بکن....در دلم مهر خودت ای جان بکن امر امر توست جبران از من است....این دلی که گشته ویران از من است هر چه را دانم تو خواهی ان کنم....زندگی را بهر تو قربان کنم امر کن ای صاحب جود و کرم....من به دیدار تو جانا مضطرم این دلم گردیده بهر تو اسیر....یک نظر بر من کن و جانم بگیر کن از این الودگیها راحتم...با تو باشد خوشتر از هر ساعتم
شهادت امام موسی بن جعفر علیه السلام تسلیت باد خدا ایاّم حزن و ماتم امد.......ز حزن موسوی در دل غم امد ز غمهای دل موسی بن جعفر.....شده دلهای شیعه زار و مضطر فدای سوز دلهایش به زندان.....که چشم عاشقان را کرده گریان همی می گفت مولا کنج زندان.....خلاصم کن خدا از شرّ عدوان دلا معصومه اش زار و حزین بود....دلش بهر امامش اتشین بود رضا پیوسته در یاد پدر بود.....پدر در سجن در یاد پسر بود خدایا خسته شد موسی بن جعفر.....امامی کنج زندان گشته پرپر فدای استخوانهای تن تو.....غل و زنجیر روی گردن تو همه درد ت اماما بر دلم باد.....که مهرت از ازل اب و گلم باد گدای کوی فرزند تو هستم.....همیشه یار دربند تو هستم
|
درباره وبلاگ
السلام علیکم یا اهل بیت النبوه....بابی انتم و امی و نفسی و اسرتی
مهر 1388 شهریور 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 پیوندها
عشق حقیقی |