|
مهدیا از دل صلایت می دهم.......جان خود را من به پایت می دهم مهدیا عشق تو بر ما راه شد.....با تو راضی از دلم الله شد مهدیا یک عمر رسوای توام......عاشق دیدار سیمای توام مهدیا هستی تو مارا مشتری......عاقبت اقا تو ما را می خری مهدیا دور از تو و یار توام.......ای فدایت یارو غمخوار توام مهدیا دل عاشق کوی تو شد......عاشق ان قدّ دلجوی تو شد مهدیا خطّ امانی کن عطا......روزی صاحب زمانی کن عطا مهدیا هر دم دلم در یاد توست....در میان سینه ام فریاد توست مهدیا این زندگی را کن سعید.....روزی اخر عاشقت را کن شهید مهدیا هر چه تو خواهی ان نما.....این وجودم را پر از ایمان نما مهدیا داروی دردم دست توست.....روز و شب این روی زردم مست توست مهدیا دلدادگان را کن نظر.....کوله بار عمر را یکجا بخر
السلام علیک یا ابا صالح المهدی عجل الله فرجه الشریف از دلم می گویمت مولا سلام.......یابن زهرا فاطمیه شد تمام فاطمیه با دلم غوغا نمود.......زندگی را مملوّ از زهرا نمود فاطمیه حرف می زد با دلم.....می شد از مادر منوّر محفلم فاطمیه حق مرا ادم نمود....حق نظر بر حال و احوالم نمود فاطمیه نور بود و نور رفت.....با تمام سوز و حال و شور رفت فاطمیه دل به مولا بسته بود....از گناه و شیطنتها خسته بود فاطمیه سوز و اشک و اه بود....مهدی زهرا ز دل اگاه بود فاطمیه یار زهرا می شدم.....پشت در غمخوار زهرا می شدم فاطمیه اشک غم بود از بصر.....ناله ها بود و غم و خون جگر فاطمیه یاد یار مهربان.....بود در دلها به هر شب میهمان فاطمیه با حسن بو د و حسین.....اه بود و اشک بود از هر دو عین فاطمیه بود دلدارم علی.....پهلوان من سپهدارم علی فاطمیه اخرش با یاس بود.....در مجالس صحبت از عباّس بود فاطمیه بود راضی مادرم....روزیم کن باز بار دیگرم مهدیا این سوز و اهم کن قبول.....بگذر از من جان زهرای بتول
السلام علیک یا صاحب الزمان خسته از فرط گناهم اقا جون......بده امشب تو پناهم اقا جون دور شده دلم ز خیمه گاه تو.......بکن امشب تو نگاهم اقا جون چی میشه منم رفیق تو بشم....از تو باشه سوز و اهم اقا جون بدم امّا می دونی دوست دارم.......من برات غلام سیاهم اقاجون من می خوام یه شب بیافتم رو پاهات.....بنگری روی سیاهم اقا جون دیگه از دوری تو خسته شدم.....می خری یه جا گناهم اقا جون؟ هر چی من بدم تو خوبی می کنی......خجل از تو و الهم اقا جون گل نرگس تو کی از سفر میای.....ببینم بین سپاهم اقا جون دل من بهونه ی تو رو داره......نظری کن به بدا هم اقا جون کی میشه شهید بشم پیش پاهات....بنگرم که بی گناهم اقا جون
یا حسین شهید علیه السلام
من به عشق نینوا گویم حسین....در هوای کربلا گویم حسین مست و مجنون حسینم در جهان....در عوالم یکصدا گویم حسین این دلم سرگشته و بیمار اوست....در پی اش بهر شفا گویم حسین خاک پای او به چشمم سرمه است...در دلم با صد نوا گویم حسین مرقدش منزلگه جان من است....در جوارش با صفا گویم حسین او مرا می بیند و من کور او....گر کند بینا مرا گویم حسین عشق را من با حسین اموختم....کی ازو گردم جدا گویم حسین وقت جان دادن به دادم می رسد....اندر ان ظلمت سرا گویم حسین جان چه باشد تحفه ی ناقابلش....فدیه هستم رونما گویم حسین در حریمش مرغ جان پر می زند....دور گنبد از وفا گویم حسین اندر این دنیا گدایش بوده ام....روز محشر چون گدا گویم حسین
دلم غمخانه ی زهراست امشب.....عجب هنگامه ای برپاست امشب خدایا رفت زهرا از مدینه......امیرالمومنین تنهاست امشب زمین و اسمان گشته سیه پوش.....که مهمان پدر زهراست امشب همه جن و ملک نالان و گریان.....دوباره شام عاشوراست امشب به هجده سالگی همچون شبه رفت....تو گویی اخر دنیاست امشب بیا ای دل برو در بیت مولا.....نشان غم در ان پیداست امشب علی مرتضی با یک جهان غم....اسیر کل این غمهاست امشب دل عالم بسوزد بهر زینب....که زینب دیده اش دریاست امشب دلم پر می زند سوی مدینه....درون سینه ام غوغاست امشب
اه امشب در دلم شوری به پاست.....شام عاشورای بنت المصطفی است امشب از جانها فغان اید همی.....اشکها بر دیده باشد مرهمی امشب از سوز ولایت سوختم....چشم دل را بر سرایت دوختم امشب از اندوه و غم افروختم.....سوختن از فاطمه اموختم امشب این دل صاحبش زهرا شده....شام غربت همدم مولا شده امشب این دل در مدینه مانده است....مادرم زهرا دلم را خوانده است امشب ان بانوی هجده ساله رفت.....باغ او اتش گرفت و لاله رفت امشب از داغ ولایت دل گرفت....رفت در بیت علی منزل گرفت امشب ارکان ولا را غم گرفت....مهدی صاحب زمان ماتم گرفت امشب ان مولای قنبر شد تمام....فاطمه رفت از کنارش والسلام امشب از زینب مگو او خسته است....چشم بر اشک حسینش بسته است امشبم مهمان درب سوخته.....چشم بر تشییع زهرا دوخته مهدی صاحب زمان خون گریه کن....در عزای مادرت چون گریه کن
فاطمیه امده مهدی سلام....امده ایاّم هم عهدی سلام در برویم باز کردی مهدیا.....با دل من راز کردی مهدیا کرده ای پیراهن مشکی تنم....شال غم انداختی بر گردنم اشک و اه و ناله بر من داده ای.....در میان خیمه راهم داده ای امدم من دلشکسته امدم.....با دلی محزون و خسته امدم امدم هیات عزاداری کنم.....با غم زهرا وفاداری کنم امدم تا مادرت راضی کنم.....با دل بشکسته اش رازی کنم شکر می گویم خدا را دمبدم....با تمام هستی خود بیش و کم زانکه دل را دوستدارش افرید....با سرشک دیدگان من را خرید این دلم را برعلی مجذوب کرد...نام زهرا در دلم محبوب کرد بشنوم تا نام زهرا و علی.....می شوم دیوانه و گویم علی یا علی من عاشق زهرا شدم....قطره بودم در غمش دریا شدم روز محشر در بر درب بهشت.....فاطمه باشد به دستش سرنوشت روز محشر در میان انهمه.....حق دهد اذنش به دست فاطمه هر که در دل حب حیدر باشدش....اختیارش دست کوثر بایدش عاشقان دارند انجا زمزمه.....اشفعینی فاطمه یا فاطمه
یا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف یابن زهرا به تو درود و سلام.....با تو باشد ورود و ختم کلام بر تو نزدیکم و ز تو دورم....بی تو من بی قرار و مهجورم گاه دل با تو و گهی با من....دوستم با تو گاه با دشمن بهترین دارویی به هر دردی....با منی وقت گرمی و سردی حالیا دل ز تو بسی دور است...دیده ی عاشقت شها کور است سوی تو امدم بسی خسته....عاشقت مانده با دل خسته دل به الطاف کوی تو بستم.....زین همه لطف و مرحمت مستم امدم تا بگیری از من دست....تا شوم بین عاشقان سرمست یابن زهرا بیا در این ایاّم......تا ببینم دمی رخ مولام
السلام علیک یا ابا صالح المهدی عجل الله فرجه الشریف با نظر یکدم مرا شادم نما....با تمام لطف امدادم نما با تمام ارزوهای دلم....در کنار کوی تو من کاملم غم درون سینه دارم یار من....عقده ی دیرینه دارم یار من عقده ی من دیدن رخسار توست....گرچه بد باشم ولی دل یار توست قلب من با هر طپش دارد صدا....نام زیبای تورا ای باصفا اه ای پشت و پناه این دلم....خود نشاندی مهر رویت در دلم در کنار خیمه راهم داده ای....سوزی و اشکی و اهم داده ای من به سودای غمت دیوانه ام...گرد کویت مهدیا پروانه ام این وجودم تا ابد باشد گرو....جان من بستان و از پیشم مرو بی تو دنیای دلم سرد و سیاه....کار من در دوریت افسوس و اه جان بگیرو در برت بنما شهید....ان کسی که لحظه ای رویت ندید مهدیا من را به عشق خود بساز....جان دهم در پیش پایت در نماز
به حرمت عزای فاطمیه......برای گریه های فاطمیه به پرچم سیاه فاطمیه....به سوز و اشک و اه فاطمیه به اشک چشم مردمان ایران....به ناله های شیعیان ایران به مردمی که پاک و بی ریایند....نغمه ی یا فاطمه می سرایند به اون یتیمای عزیز و خسته....که دلهاشون واسه بی بی شکسته به اشک بچه ای که شیرخواره....که مادرش چاره براش نداره به حرمت موی سپید مردم....که با لباس مشکی میان توو انجم به ابروی اشک چشم زهرا....که ریخته شد واسه علی تنها به اهی که فاطمه پشت در زد....که بر دلای شیعیان شرر زد به حق احمد و علی و زهرا....به زینب و حسن، حسین زهرا(علیهم السلام) به حق ال عصمت و طهارت....خلاصه سازم اینک این عبارت رسان خدا مهدی مصطفی را....که برکند ریشه ی هر جفا را ببخش جملگی گناه مارا....رسان نگار و سرپناه مارا
خدایا فارغ از درد و غمم کن.....رها از عالم و بیش و کمم کن ز دنیا کن رها و خالیم کن.....نگاهی بر شکسته بالیم کن کشم بار غم یارم به دوشم....برای دردو دلهایش بکوشم بسی گریان و نالان مردمانند....گرفتاری به دست ناکسانند به دنیا خون دل خوردن زیاد است....و اه و اشک مظلومان زیاد است بسی درد و دل از هر کس شنیدم...ولی غمخوار مظلومی ندیدم به درگاهت نمایم زاری از دل.....رسان بار دل هر کس به منزل بسی مظلوم و محروم از پس و پیش....بسی دارا و دولتمند و درویش چسان روزی خود قسمت نمایی.....چسان سهم غنی را رد نمایی یکی بالا رود پولش ز پارو.....یکی دیگر ندارد پول دارو یکی در کاخ امالش نشسته....یکی از غم پر و بالش شکسته خدایا کن مدد ان کو فقیر است....که سوز سینه اش همچون نفیر است به حق ان فقیر دلشکسته.....که پیش طفل سرگردان نشسته به حق ان زنی که بی پناه است....غذای روز و شامش اشک و اه است مدد بنما تمام مستمندان.....فقیران را تو ثروتمند گردان
السلام علیک یا فاطمةالزهرا سلام الله علیها عشق یعنی درد و دل با فاطمه.....عشق یعنی گفتن یا فاطمه عشق یعنی عاشق زهرا شدن.....با علی و فاطمه معنا شدن عشق یعنی زندگی با فاطمه.....در مسیر بندگی با فاطمه عشق یعنی جان فدای فاطمه....در جهان باشی برای فاطمه عشق یعنی یک مدینه بی کسی....عشق یعنی بهر او دلواپسی عشق یعنی درد تو درد علی.....در مسیر فاطمه گویی بلی عشق یعنی زندگی در شط خون....در پی زهرا شدن حدّ جنون عشق یعنی درد زهرا درد تو.....خاک پاک چادر او گرد تو عشق یعنی درد سیلی حس کنی....دردو دلها با گل نرگس کنی عشق یعنی یاری مادر کنی......جان فدای او به پشت در کنی عشق یعنی درد و دلها با علی....در میان کوچه تنها با علی عشق یعنی گریه با زهرا کنی....با غم او پشت بر دنیا کنی عشق یعنی گریه های زینبش....غصه های مادرش ورد لبش عشق یعنی پشت در رو با حسین....ناله کن بر مام فخر عالمین عشق یعنی بین کوچه با حسن.....ناله زد زهرا ز دست اهرمن عشق یعنی یا بن زهرا انتقام.....ذوالفقار حیدری کش از نیام عشق یعنی جان فدای مادرم....بوی زهرا می دهد خاکسترم
هر کار به فکرم برسد من بکنم.....فکری که مرا می نگرد او نکنم او هست خدایی که مدارا بکند....هر درد که دارم او مداوا بکند روزو شب من گذشت در غفلت او...دارم ز بدی خود بسی خجلت او ای وای اگر خدا رهایم بکند....کفران کنم او ولی عطایم بکند بدبخت و سیه رویم و شرمنده خدا...هستم پی ابلیس و تو را بنده خدا هنگام صلاة غافل از وادی تو....کاری نکنم به خاطر شادی تو دایم پی شیطان برود این دل من...بر باد فنا رفته خدا حاصل من دیگر ز همه کرده ی خود منفعلم....با جلوه ی خود نما خدایا بهلم
السلام علیک یا فاطمةالزهرا(سلامالله علیها) یا فاطمه پیوسته دلم با غم توست.....با زندگیم اجین همی ماتم توست تن خواست سیاهیت کند بر تن خود....دل گفت سراسر تنم پرچم توست دل گشت سیاه و اشک در چشمانم.....اویزه ی این دو چشم اشک ونم توست قلب و دل من جمله اسیر تو شدند.....ازادی من بسته به اه و دم توست اشکی که به عشق تو بیاید از چشم.....مستم کند و شرابی از زمزم توست این زندگیم که جملگی با عشق است.....لطفی زتو و عطای بیش و کم توست چشمان علی منتظرت پشت در است.....اشک و غم او برای قد خم توست این گریه ی ما به هیات و سینه زنی.....هدیه است زجانب تو و مرحم توست
|
درباره وبلاگ
السلام علیکم یا اهل بیت النبوه....بابی انتم و امی و نفسی و اسرتی
مهر 1388 شهریور 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 پیوندها
عشق حقیقی |