تبليغاتX
شعر و شاعری

شعر و شاعری

سرنوشت دین و دنیای همه....هست در دست علی و فاطمه

قشنگترین ذکر خدایی حسین.....بر دل ما جلوه نمایی حسین

اون کسی که دلهای مارو برده.....قسم به حق فقط شمایی حسین

همیشه با دلم میام تو هیات.....میون گریه هام کجایی حسین

با دردای زیاد میام سراغت.....به روح و جسم من شفایی حسین

وقتی یه دنیا غم میاد سراغم....با تو میدم به دل صفایی حسین

یه شب بیا به خواب من حسین جان....به گوش دل رسان صدایی حسین

تیره  شده وجودم  از معاصی.....رسان مرا برگ و نوایی حسین

اذن بده یه شب بیام کنارت.....بده برات کربلایی حسین

+نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت21:5توسط علی | |

 

ای کسی که در دلت با مال خود ماوا کنی.......اتشی در زندگی و جان خود برپا کنی

عاقبت این مال را جمع و فراوان می کنی.......انچه را در نفس خود پرورده ای ان می کنی

یک نظر بر خود نما و بر تمام مال خود......تا کجا خواهی روی دنبال ان امیال خود

دیو نفست را نشاندی بر سر و بر جان خود.....دوستتر میداری ای عاقل تو مال از جان خود

مال را از بهر اسایش نمودی جمع یا بهر عذاب.....میکنی با هر قرانش جان و قلب خود کباب

دوست داری مال را تا روز و شب افزون کنی......با نگاهش در دل اهل ولایت خون کنی

مال و جان خویش را انفاق کن انسان نما......درد مردم را به مال خویشتن درمان نما

یاوه گویی کم نما و بر منال خود مبال......جمع پول و تندرستی باشدت تنها خیال

پول را چون جمع کردی پس نگهبان بایدش....ان نگهبان را نگهبانی دگر می بایدش

ان نگهبانان همه ویرانگر فکر و خیال......پس از اول ده به دست خالق خود کل مال

گر دل ازرده ای را خوش کنی با مال خود.....بهتر است از انکه سازی کاخ با اموال خود

مال را انفاق کن از بند نفس ازاد شو.....خرده گیر از نفس خود اباد شو اباد شو

 

+نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت23:17توسط علی | |

السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین علیه السلام

سلام بر تو حسین جان عزیز و دلدارم....سلام بر تو حسینی که گشته ای یارم

سلام بر تو حسینی که امدی در دل....به لطف خاص نمودی به خانه ام منزل

سلام بر گل رویت حبیب دورانها.....تو داده ای به تن عاصیان خود جانها

سلام بر دل خسته عزیز زهرایی....تو خون حضرت حقی صفای دلهایی 

سلام حضرت حجت برایت ای جانم....که در غم رخ ماهت بسی پریشانم

سلام بر گل روی علی اصغر تو.....فدای سرخی موی علی اکبر تو

سلام بر گل رویرشدی علمدارت....به ان دو چشمه ی چشم رخ شپهدارت

سلام این دل زارم به نوگل خشته....که زیر خار مغیلان دو چشم خود بسته

سلام از همه عالم به یار بی معجر....به یادگار دختر پهلو شکسته ی مادر

سلام و هر چه سلام است بر دل زینب....دلا همیشه غلامم به محمل زینب

سلام بر لب خشکت به روی سرنیزه....بود نگاه عقیله به سوی سرنیزه

سلام این دل زخمی به چشم خونبارت....دل و تمامی عالم زغصه بیمارت

برای جان چه بود ارزشی به قربانی....فدای روی تو مولا که خوب میدانی

+نوشته شده در سه شنبه بیستم فروردین 1387ساعت15:9توسط علی | |

السلام علیک یا ابا صالح المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف

یابن زهرا تویی که تنهایی.....دور از ما یی و به دلهایی

هر زمانی گناه کردم من....سینه ات را پر اه کردم من

با تو بودم ولی بدور از تو....در کنارت و در عبور از تو

با نگاهت نظاره ام کردی....با دل خود اشاره ام کردی

لیک بودم بسی ز تو غافل....داشتم من زدوریت مشکل

با همه اشنا و با تو غریب....بودی از بس شها تو پاک و نجیب

باز می امدی سراغ دلم....بر می افروختی چراغ دلم

با دل من چه اشکار و نهان....رازها داری ای حبیب جهان

میکشم از محبتت خجلت....دارم از خیمه گاه تو غفلت

سرّ اسرار حق تویی مهدی....اخرین یار حق تویی مهدی

منم ان عاشق فراری تو...شدم اماده بهر یاری تو

تو دعا کن مرا در این وادی....هر چه گویم تو خود به من دادی

من و حب تو یابن زهرا شکر....من و لطف تو یا بن زهرا شکر

کن شهادت نصیب این دلها....قدمی رنجه کن به محفلها

 

+نوشته شده در دوشنبه نوزدهم فروردین 1387ساعت10:30توسط علی | |

یا ابا صالح المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف

مهدیا کی می شود یارت شوم....در میان دل گرفتارت شوم

دور گشتم از تو با اعمال خود....می خورم افسوس بر احوال خود

تو به دل داری نظر من غافلم....رفته در وادی شیطانی دلم

با زبان گویم که یا مهدی بیا....بارها و بارها در روضه ها

لیک با انجام اعمال بدم.....رنگ غم بر چهره ی رسوا زدم

سوختی بر کرده های زشت من....نیست جز بار گناهان کشت من

در شب جمعه دلت شد یار من....با دعاهایت شدی غمخوار من

هرچه لغزیدم تو راهم داده ای....بر سر کویت پناهم داده ای

گفته ای اعمال زشتم می خری....در کنار خود دل من می بری

بارها بر من نظارت کرده ای....از کرم بر من اشارت کرده ای

دوست دارم زندگی را با شما...جان نمایم هدیه ی روی شما

روسیاهم دلبرا الوده ام.....روی خود را بر معاصی سوده ام

تاب هجرانت ندارد این دلم.....نور تابانت بتابان بر دلم

خسته ام از دست نفس سرکشم....از گل رویت خجالت می کشم

خود خبر داری زعصیانهای من....خورده ای افسوس پنهانهای من

هرچه گویی هر چه خواهی ان بکن...عبد عاصی را شها انسان بکن

دوست دارم در برت مهمان شوم....دور از شیطان انس و جان شوم

 

+نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387ساعت12:56توسط علی | |

بنام خدا

ای خدا ازرده باشد این دلم.....لطف خود را کی نمایی شاملم

دل به دست هرچه شیطان داده ام....کن برای لطف خود اماده ام

ناتوانم در هوسها و گناه....ساختم من زندگانی را تباه

هر چه شیطان امر کرده،کرده ام....ابروی خویشتن را برده ام

این دل غافل چه دارد بهر خود....شامل این دل مگردان قهر خود

پا زدم من در میان هر چه بود....بی ابا بودم ولی دل خسته بود

خسته از بار گناهان بود دل....بود از اعمال زشت خود خجل

نفس سرکش با دلم کاری نداشت....پای خود در هر گناهی می گذاشت

از گناهان هر چه دید ان نفس کرد....امر شیطان هر چه بود ان نفس کرد

شد قوی شیطان این دنیای من.....شد خراب ان خانه ی عقبای من

حالیا بر تو پناه اورده ام.......بر درت من اشک و اه اورده ام

دیگر از اعمال خود هستم خجل.....کن زرحمت این دل زارم بهل

هر چه کردم هر چه بودم خود بخر....در بهشت رحمتت من را ببر

عاقبت هستی پناهم ای خدا.....کن مرا از شر شیطانها جدا

حق ال مصطفی من را ببخش....بر علی مرتضی من را ببخش

+نوشته شده در سه شنبه سیزدهم فروردین 1387ساعت21:48توسط علی | |

بسم الله الرحمن الرحیم

طالب دنیا مشو جانا اگر خواهی کمال.....صاحب دل شو اگر اندر دلت خواهی جمال

هر چه خواهی حق برای تو مهیا کرده است....در عوض تو باز کردی از در شیطان سوال

مردمان را خلق کرده بهر یاری سوی هم....لیک دادی نفس خود را با اذیتها مجال

اخر دنیا چه باشد کین همه رفتی پی اش....کام از دنیا گرفتن باشد ای انسان محال

این دو روز عمر را فرصت به تو داده خدای....پس مهیا شو تو بر این جلوه ی فانی نبال

در دو دنیا شوق داری گر به سوی عشق حق....دست زن بر عروةالوثقای حق احمد و ال

تا توان داری به تن بر نسل احمد کن کمک.....هر چه داری خرج کن در راهشان از جان و مال

گر گدای زر شدی خواجه مزن درب کسان....جز به درگاه ولایت از گدایی رخ نمال

+نوشته شده در دوشنبه دوازدهم فروردین 1387ساعت22:28توسط علی | |

یا میرالمومنین علی علیه السلام

عشق یعنی بر علی عاشق شدن.....عشق یعنی بر علی لایق شدن

عشق یعنی دست حیدر بر سرت.....جانفشانی بهر زهرا مادرت

عشق یعنی مقتدای دل علیست....صفحه ی دل از نگاهش منجلیست

عشق یعنی پای حیدر جان دهی....هر چه را دانی مهمتر ان دهی

عشق یعنی ذکر دلها یا علی....در زمین و اسمانها با علی

عشق یعنی جلوه گاه ذکر رب....نام مولانا علی در نیمه شب

عشق یعنی با علی در روز و شب....ذکر او دایم نشیند روی لب

عشق یعنی مرتضی را سر زدن....در نجف با کفتر دل پر زدن

عشق یعنی ریزه خوار مرتضی....عشق یعنی سربدار مرتضی

عشق یعنی در دو دنیا با علی....ذکر دنیا ذکر عقبی یا علی

عشق یعنی نام مولا قلب شد...جز ولایش از دل ما سلب شد

عشق یعنی نام زیبای علی....عشق یعنی قد و بالای علی

عشق یعنی با علی صحبت کنی...دشمنانش را همه لعنت کنی

عشق یعنی همدم و یار علی....دل گدای کوچه بازار علی

عشق یعنی اشک با مهر علی...عشق یعنی دوری از قهر علی

عشق یعنی با علی کامل شدن....جان برای مقدمش قابل شدن

عشق یعنی با علی تا اخرت....ذکر حیدر بر لسان شاکرت

عشق یعنی جلوه گاه حق علی....عشق یعنی سرور مطلق علی

+نوشته شده در یکشنبه یازدهم فروردین 1387ساعت22:56توسط علی | |

السلام علیک یا امیرالمومنین علیه السلام

یا علی حب تو تنها مایه ام....مهر تو شد بهترین سرمایه ام

یا علی عشق من و دینم تویی...در دو عالم مهر و ایینم تویی

یا علی سرّ درون جان من...با علی اسایش ارکان من

یا علی ای بهترین اسم زمان...لحظه ای مولا مرا از دل بخوان

یا علی نقش تو روی سینه ام...بهر کویت عاشقی دیرینه ام

عشق تو باشد برایم افتخار....دوستت دارم امیر ذوالفقار

خوانده ام قران اگر با یاد توست...در درون سینه ام فریاد توست

یا علی نامت مرام زندگی ...با ولایت می نمایم بندگی

با تو شد معنای عشق عالمین...اول عشق دلم نام حسین

یا علی مرتضی دیوانه ام......من به دور خانه ات پروانه ام

ای که مستی از می ناب علی...دل نما بهر ولایش منجلی

یا علی زیباترین نام خداست....در دو دستش بهترین جام خداست

با علی باش و خدایی باش و شور...تا بلا گردد ز دامان تو دور

یا علی من را زکوی خود مران....همچو قنبر این غلامت را بخوان

می شود ایا صدایت بشنوم....نغمه های دلربایت بشنوم

زندگی با تو چه شیرین می شود...خوشه هایم با تو پروین می شود

با تو زیبا می شود احساس من....جان فدای تو ابالاعباس من

وه عجب زیبا بود این سرنوشت...با ولایت حق گل من را سرشت

دم مزن ای عشق در این سینه ام....بر عدوی اوست بغض و کینه ام

هر چه در دنیاست با حیدر خوش است...خاک نعلین علی بر سر خوش است

جان بگیر اما علی از دل مگیر....بر قدوم او بود جانم اسیر

ای به قربان دل و جانت علی....ای فدای سفره ی نانت علی

این دل من شد گدای کوی تو....منتظر مانده به احسانت علی

من اسیرم من اسیرم من اسیر....نه قدم در چشم و جان من بگیر

+نوشته شده در شنبه سوم فروردین 1387ساعت13:35توسط علی | |

السلام علیکم یا اهل بیت النبوة و رحمة الله و بر کاته

شد تمام جان من با اهل بیت....هستی و ارکان من با اهل بیت

صبح چون از خواب خوش برخواستم...شد سلام اولم با اهل بیت

شام چون اماده ی رویا شوم....هست اخر جمله ام با اهل بیت

دین و ایمانم وجودم مهرشان.....جان بگیرد جان من با اهل بیت

حرف بیهوده مزن از عشق کس...عاشقی بنما فقط با اهل بیت

دوستتر دارم ز جانم مهرشان....روح دارد جان من با اهل بیت

کیست تا گیرد ز سینه جان من...می کند پرواز جان تا اهل بیت

روز اخر جان دهم در دستشان...در قیامت کار من با اهل بیت

این بود حرف درون سینه ام....من ندارم حرف جز با اهل بیت

مهر انها هدیه است از کردگار....گر خدا خواهی برو با اهل بیت

دوست دارم من نبی و ال را...شد خلاصه عشق من با اهل بیت

حرف اخر را بگویم یک کلام....من علی را دوست دارم والسلام

 

+نوشته شده در جمعه دوم فروردین 1387ساعت12:23توسط علی | |

السلام علیک یا اباصالح المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف

عید با دلدار باشد دلنشین....لحظه ای با یار باشم همنشین

عید ان باشد که با یارت شوی...لحظه ای مانوس دلدارت شوی

عید نوروز امده یارم کجاست...بهترین دلدارو غمخوارم کجاست

عید با یارم اگر شد با صفاست...بی رخ دلدار عید من عزاست

عید ما با مهدی زهراست عید....عید ما با صاحب دلهاست عید

می کنم در روز اول یاد او...تا کنم هر روز سالم یاد او

اه ای دلدار من زیبای من...با تو زیبا می شود دنیای من

ای که می باشی همه انگیزه ام....از صفای عشق تو پاکیزه ام

گر نگاه با صفای تو نبود....لحظه ای دل با خدای تو نبود

این توسل این توکل از شماست....دلبرا با نام تو دل اشناست

تا تو هستی با جهانم نیست کار....من یکی را جزء عشاقت شمار

مهدیا جانم فدایت می کنم....دیده ام را فرش راهت می کنم

عید امد مهدیم در دست نیست....انکه هردم دل کند سرمست نیست

+نوشته شده در پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعت20:17توسط علی | |