|
با سلام ایام به کام
من زیارت رفته بودم مشهدی....تا ببوسم از رضایم مرقدی جایتان خالی تمام عاشقان....کرده بودم در کنارش یادتان جان رود از تن کنار مرقدش....پر زند دل در هوای گنبدش در کنارش می کنی حق را وصول...اشک می ریزی به زهرای بتول می زنی بوسه به درگاه رضا....جان بگیری در سحرگاه رضا جای ما هردم در انجا خالی است...در کنار او عجب احوالی است دوست دارم مرقد پاک رضا....در جوارش من شوم خاک رضا
مظلوم تر از همه خدا در عالم....دارد خبر او همیشه از احوالم هر کار به فکرم برسد من بکنم.....فکری که مرا می نگرد او نکنم او هست خدایی که مدارا بکند....هر درد که دارم او مداوا بکند روزو شب من گذشت در غفلت او...دارم ز بدی خود بسی خجلت او ای وای اگر خدا رهایم بکند....کفران کنم او ولی عطایم بکند بدبخت و سیه رویم و شرمنده خدا...هستم پی ابلیس و تو را بنده خدا هنگام صلاة غافل از وادی تو....کاری نکنم به خاطر شادی تو دایم پی شیطان برود این دل من...بر باد فنا رفته خدا حاصل من دیگر ز همه کرده ی خود منفعلم....با جلوه ی خود نما خدایا بهلم
ای خدا شکر محب علیم....من ز نور دل او منجلیم شیعه ام تا ابد انشاءالله....گیرم از او مدد انشاءالله علی ان دلبر ال احمد...علی ان شیر خدای سرمد علی ان مرد سرای احمد...صاحب حق و لوای احمد دل من صید سرا و دامش....جان من پر زده گرد بامش من غلام علیم ای عالم....با علی خوش بود این احوالم در دلم نیست به جز کوی علی...دیدنی نیست به جز روی علی
السلام علیک یا رسول الله صلی الله علیه و اله و سلم
مژده بادا به شما دخت رسول....رفت ماه غم زهرای بتول می وزد طرفه نسیمی به دلم....می کند عشق ولا منفعلم شادیی گشته به پا در دل من....خانه ی عشق شده منزل من از حسد دشمن ایشان کور است...راهش از عشق و ولایت دور است هستم از دوستی حیدر شاد....خانه ام هست ز زهرا اباد خانه ام منزل پاک نبوی است....دل دیوانه مسیرش علوی است بشنو ای دشمن ال عصمت....در دلم نیست برایت قیمت من کجا دشمن زهرای بتول...میزنم بر دهنت حق رسول حق به دل نام علی را بنوشت....با ولایش گل من را بسرشت ای خدا شکر که من حیدریم....در دو عالم به فدای علیم
مهدیا ماه صفر هم شد تمام....دل شده عاشق به رویت والسلام دل شده شیدای تو در این دو ماه....نیست بهر من به جز کوی تو راه بعد از این هم تو رها دل را مکن....عاشقت را بی کس و تنها مکن میهمان بودم بسی در کوی تو....دل شده عاشق به خلق و خوی تو وه چه شیرین بودی ایام غمت...می گرفتم در وجودم ماتمت عادتم دادی گدایی از درت....کرده احسان بر دل من مادرت یاد این ایام شیرینی که رفت...لحظه ای با یار بودیم و برفت لحظه های با تو بودن هم گذشت...حیف ان ایام ذکر و غم گذشت درک من کم بود و دستم خالی است...حس دوری ات عجب بد حالی است یک کلامی حرفی ای محبوب من....کن نصیحت عاقبت ای خوب من میروم می بینی اقا از برت...میخری من را شبیه نوکرت پای رفتن را ندارد این دلم...روشن است از نور مهرت محفلم جز تو ای مولا ندارم دلبری...من غلامم تو ز دنیا بهتری نیست من را جز تو اقا مشتری....هرچه باشم تو مرا هم میخری بی تو ای محبوب من سخت است سخت....با تو بودن ماه من بخت است بخت دل ندارد تاب این ختم کلام....با تو باشم هر کجا خیر الانام صفحه ی دل روبه رویت باز شد....باز با تو عاشقی اغاز شد
السلام علیکم یا اهل بیت النبوة و رحمة الله و برکاته اخر ماه صفر دل شد حرم....یا حسن بنما بر این دلها کرم داغ دارد این دلم بهر نبی....در مدینه میرود یک امشبی ناله ها دارم از این دل وای من....شد مزار ان عزیزان جای من ای خدا شکر تو دارم بارها....داده ای من را به ان دلدارها نیست غیر حب ایشان در دلم....عاقبت در بیت ایشان منزلم ارزویی جز وصال کویشان....نیست در دل جز نگه بر رویشان ناله و اشکم برای اهل بیت....با صفایم از صفای اهل بیت نام زیبای تمام سروران....بهترین اسماء باشد در جهان نام احمد بهترین نام خداست...دست حیدر کوثر و جام خداست نام زهرا هدیه بر احمد شده....یک حسن نامی گل سرمد شده اشک دارم بهر عشق عالمین....هر طپش قلبم بگوید یا حسین امده سجاد و باقر ،صادقم....نوکر انهاست دل گر لایقم موسی جعفر ز عمران بهتر است...چون رضا بر کل عالم مهتر است جود دارد بسکه فرزندش جواد....میخرد مارا به روز عدل و داد هادی و فرزند ماهش عسگری....شیعه باشد این دو گل را مشتری صحبت از یوسف مکن زیبا یکی است....مهدی کل یوسف زهرا یکی است جان من بادا فدای خاکشان....دل اسیر قبرهای پاکشان شعرهایم جملگی شور ولاست....حاجت دل پر زدن در کربلاست
السلام علیکم یا اهل بیت انبوة و رحمة الله و برکاته دلم بهر امامم خون بگرید....ز اشعار و کلامم خون بگرید حسن باشد امامم جان فدایش...که امشب از سلامم خون بگرید ................................................................................. عجب بزمی به پا شد در دو عالم....به پا بزم عزا شد در دو عالم دلم ذکر حسن با غم گرفته....برای مصطفی ماتم گرفته خدایا زهر غم با او چها کرد....که خون جان و دل خیر النسا کرد کدامین درد در قلب حسن بود...که در دوران عمرش گریه ها کرد غم بی مهری همسر زیاد است...چه ظلمی بر امام مجتبی کرد ولی بالاترین غم بین کوچه است...در و دیوار با زهرا جفا کرد خدایا شد حسن مظلوم عالم...شهید کینه و مغموم عالم کنم گریه شب و روز از برایش...تمام عالم امکان فدایش خدایا این دلم کن جایگاهش...نما زایر مرا بر بارگاهش به عشق مجتبی هر دم اسیرم...الهی بهر غمهایش بمیرم بیا زهرا نظاره کن حسن را....که سوزانده ز داغش قلب من را خدایا کاش زهرش خورده بودم...به جای دلبرم من مرده بودم هزاران جان چه باشد بهر مولا...که بی ارزش بود در راه زهرا بیا مهدی بیا دردم دوا کن....مرا بهر امام خود فدا کن
السلام علیک یا اهل بیت النبوة و رحمة الله و برکاته تمام جان گرامی فدای ال علی....دو روز عمر تمامی فدای ال علی خورند روزی خود را همه زبرکت انها.... وجود سید و عامی فدای ال علی به جز سخن زولایت زدل مجوی طبیبا...چه حرفی و چه کلامی فدای ال علی ز خواب ناز چو خیزم به شامی و به صباحی...کنم نثار و سلامی فدای ال علی برای صوم و صلاتم ز دست اهل البیت....بگیرمی دوسه جامی فدای ال علی خدای ریشه ی عدوان این سلاله بگیر....چه کوفه ای و چه شامی فدای ال علی دل مرا زولایت دمی جدا منما....وجود من به غلامی فدای ال علی
السلام علیک یا ابا صالح المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف این دلم تنگ است بهر دیدنت....دردو دلها گفتن و بوسیدنت بارها از دل صدایت کرده ام....اشکهایم را فدایت کرده ام بارها کردم تورا از جان صدا....تا ببینم روی زیبای تو را بارها گفتم که ای صاحب بیا....روی تو از دیده ها غایب بیا تو صدایم کردی و نشنیده ام....لطفهای بی حسابت دیده ام گرچه پشت ابر هستی جان من...می کنی در روز و شب احسان من گفته ام بر دل که در وقت گناه....دارد اربابت نظر با سوز و اه از دلش مهدی دعایت می کند....اشکهایش را به پایت می کند دوستت هستم ولی الوده ام...با گناهم یار شیطان بوده ام لحظه ی عصیان نگاهم کرده ای....با دل سوزان نگاهم کرده ای گفتی ای یارم مرو پیش عدو....حرفهایت را تو با مهدی بگو مست بودم مست و سر تا پا گناه....نه دلم پیش تو بود و نه اله با دلم شیطان بسی بازار داشت....روز و شب با فکر من او کار داشت هر کجا می خواست پایم می کشاند....پیش هر نا اهل من را می نشاند رام او بودم سوارم بود او.....می شدم با هر گناهی روبرو صبر می کردی به پایم ان زمان....غصه می خوردی برایم ان به ان هر چه خوبی کرده ای بد کرده ام....راه وصلت را خودم سد کرده ام مهدیا نادم منم شرمنده ام....دل غلام توست تا من زنده ام هرچه گویی هر چه خواهی ان بکن....در دلم مهر خودت ای جان بکن امر امر توست جبران از من است....این دلی که گشته ویران از من است هر چه را دانم تو خواهی ان کنم....زندگی را بهر تو قربان کنم امر کن ای صاحب جود و کرم....من به دیدار تو جانا مضطرم این دلم گردیده بهر تو اسیر....یک نظر بر من کن و جانم بگیر کن از این الودگیها راحتم...با تو باشد خوشتر از هر ساعتم
یا حسین شهید علیه السلام من به عشق نینوا گویم حسین....در هوای کربلا گویم حسین مست و مجنون حسینم در جهان....در عوالم بی هوا گویم حسین این دلم سرگشته و بیمار اوست....در پی اش بهر شفا گویم حسین خاک پای او به چشمم سرمه است...در دلم با صد نوا گویم حسین مرقدش منزلگه جان من است....در جوارش با صفا گویم حسین او مرا می بیند و من کور او....گر کند بینا مرا گویم حسین عشق را من با حسین اموختم....کی ازو گردم جدا گویم حسین وقت جان دادن به دادم می رسد....اندر ان ظلمت سرا گویم حسین جان چه باشد تحفه ی ناقابلش....فدیه هستم رونما گویم حسین در حریمش مرغ جان پر می زند....دور گنبد از وفا گویم حسین اندر این دنیا گدایش بوده ام....روز محشر چون گدا گویم حسین
یا امیر المومنین حیدر علیه السلام حب حیدر پایه ی ایمان من....نام او سرمایه ی این جان من حق ولایش را به قلب من نوشت....روی لبهایم فقط حیدر نوشت خانه ی حیدر مرا باشد بهشت.....با علی بودن مرا شد سرنوشت عشق دنیایی سراسر باطل است....عشق حیدر عشق ناب و کامل است ای که در دنیای معشوقت گمی....گیر از دستان حیدر یک خمی کشته ی عشقی اگر حیدر ببین....بهترین عشق است امیرالمومنین وادی حیدر عجب زیبا بود....دوستدارت حضرت زهرا بود هر گدایش پادشاه عالم است....چون دعاگویش رسول خاتم است عشق دنیایی فقط یک ادعاست....داروی عشقت به دست مرتضاست بر علی عاشق شو ودیوانه باش....دور شمع مرتضی پروانه باش سرنوشت دین و دنیای همه....هست در دست علی و فاطمه
السلام علیک یا فاطمة الزهرا سلام الله علیها فاطمه از جان سلامت می کنم....بی تو من خود را ملامت می کنم نام تو ارامش جان من است....رزق تو دایم سر خوان من است تا تورا دارم غم عالم چه باک....جان دهم بهرت در این عالم چه باک ارزوی من گدایی بر درت....گوهر دل خاک پای دخترت من گدایم بر سر کوی شما....سر خوشم از عطر دلجوی شما کاش می شد پاسبانت می شدم....در مدینه سایبانت می شدم عقده ی دل ناله ی جانسوز توست....شیعه ات دیوانه و دلسوز توست اذن ده تا من بگویم از دلم....بشنو این بیت از سویدای دلم کاش نیلی صورت زهرا نبود....جای سیلی در رخش پیدا نیود کاشکی دست مغیره می شکست....لحظه ای که پهلوی مادر شکست کاش پشت در دگر زهرا نبود....ریسمان بر گردن مولا نبود کاش این دنیا و مافیها نبود....گرد غم بر چهره ی زهرا نبود کاش مادر پشت در تنها نبود.....میخ در در سینه ی زهرا نبود هیجده ساله کمان شد قامتش....باد بر ال امیه لعنتش اشک غم ریزم همیشه از بصر....مادرم گشته شهیده پشت در
یا امیر المومنین علی بن ابیطالب علیه السلام حب حیدر ریشه در جانم زده....اتشی در دین و ارکانم زده با علی من زنده ام در روزگار....می کنم با ذکر نامش افتخار نام زیبایش کلام دل شده.....یاد او روشنگر محفل شده روزگارم با علی شیرین بود....روز محشر خصم او غمگین بود صبح با ذکر علی پا می شوم....زنده من با نام مولا می شوم دشمن حیدر بداند اینچنین....من فدایم بر امیر المومنین حب حیدر گشته با خونم اجین....یا علی خود صدق گفتارم ببین با وضو من می برم نام تو را....می کشم سر یا علی جام تو را این دلم دلداده ی حیدر بود....خاک زیر پای او گوهر بود خاک درب خانه اش خاک طلاست....گر نظر بر دل نماید کیمیاست گریه هایم را امیرم مشتریست....خوشترین ساعات عمرم با علیست روح و جسمم می رود دنبال او....بی کسم حیدر مرا شد ابرو کیست من را از علی سازد جدا...می روم من با علی پیش خدا حب حیدر لطف حی سرمد است....هدیه ای از دست پاک احمد است دوستت دارم امیر المومنین....حب خود را از سرو جانم ببین وقت جان دادن تویی تنها معین....دل اسیر توست ای یعسوب دین دشمنت را دشمنم تا انتها....دوستت را نوکرم از ابتدا با خدایت اشنایم کرده ای.....با نگاه خود جدایم کرده ای مست مولایم منم در زندگی...با ولایش می نمایم بندگی یا علی اشعار من بنما قبول....خود بخوانش جان زهرای بتول
یا ابا صالح المهدی عجل الله فرجه الشریف کاش من هم با تو زیبا می شدم....لحظه ای را با تو تنها میشدم کاش با تو یک شبی در گوشه ای....می گرفتم از دو چشمت توشه ای کاش دنیای دلم ان خیمه بود.....زندگی تحت قدومت بیمه بود کاش مهدی بود و دل بود و خدا....من نبودم از نگار خود جدا کاش در صحرا صدایت می زدم....مهر دل بر خاک پایت می زدم کاش تنها در دلم روی تو بود....سرنوشت من سر کوی تو بود کاش عشق و انتظاری داشتم....با گداییت افتخاری داشتم کاش هجران تو در دنیا نبود....وعده ی دیدار تا عقبی نبود کاش می کردم نگاهت روز و شب...با تو بودم لحظه ای با تاب و تب کاش جانم می گرفتی رونما....می گرفت از دیدنت روحم صفا کاش می دیدی تو شعرم مهدیا....بیت می چیدی ز شعرم مهدیا جمعه امد جمعه رفت و یار نیست...باز هم یک نامه از دلدار نیست
یا حسین شهید علیه السلام اربعینت امد و با غم گذشت....از دلم با اشک و با ماتم گذشت زینبی امد به دشت کربلا....در دل عاشق به قد خم گذشت اشک زینب ریخت در دشت بلا....اشک چشمانم بسی نم نم گذشت باورش سخت است بر دل عاشقا....اربعینش امد و کم کم گذشت کربلا اغوش خود را باز کرد....کاروان از چشم نمناکم گذشت دشت پر بود از نوای یا حسین....چون نفیر از نای غمناکم گذشت گر چه بودی با لب تشنه حسین....روی گلبرگ رخت شبنم گذشت خواستم تا در رکابت جان دهم....زندگانی بی تو و همدم گذشت در دلم عشق وصالت می تپید.....حسرتش خوردم ولی انهم گذشت
السلام علیکم یا اهل بیت النبوة و رحمة الله و برکاته باز دوباره دل شده منجلی.....ذکر مداومش شده یا علی محبتش در دل من کاشتند.....ولایتش را به دل انباشتند جز به ولای مرتضی نیست دل....وجودم از ذکر علی منفعل ذکر جنون دارم و دیوانه ام.....علی بود صاحب این خانه ام خانه ی دل را زده ام به نامش....کبوتر دلم به روی بامش مست ولایتش به دنیا شدم....تا به حرمخانه ی او جا شدم به دور خانه ی علی بگردم....علی بود دوای کل دردم نیست به جز علی مرا نشانی....جان بدهم به پای او چه جانی علی بود مرا به هر جهان بس.....به جز علی ندارد این دلم کس ذکر علی علی بود مرامم....شده فقط نام علی کلامم علی و اولاد علی بهشتند....گل مرا به مهرشان سرشتند فاطمه اش مهتر بانوانست....زینب او امیر کاروانست تمام نوگلان باغ حیدر....به کربلا امده اند سراسر کرب و بلا دوباره غوغا شده....قدمگه زینب کبرا شده وای عجب بوی گلی امده....نوای سوز بلبلی امده امده اربعین ابن حیدر....امده خواهری پی برادر
یا حسین مظلوم جانم فدایت امدم بعد از چهل روز امدم.....با زبان گریه و سوز امدم بعد ان ایام غم من امدم.....با قدی افتاده و خم امدم امدم بر تو عزاداری کنم....جای عباست علمداری کنم غافله از کوفه و شام امده....سنگ خورده از لب بام امده بی رقیه امدم دانی چه بود؟....شد تن و رخسار طفل تو کبود بود راس تو همیشه در برم....می زدم بر چوبه ی محمل سرم اه از ان کینه ی قوم یهود.....غیر بغض مادرم زهرا نبود دشمنان اتش دل تنگم زدند....یا علی گفتم ولی سنگم زدند با خبر هستی ز رنگ نیلی ام؟....روی نی دیدی تو ضرب سیلی ام کوفه و شام عدو پیرم نمود....حلقه ی عشق تو زنجیرم نمود خواهرت زینب کجا بی معجری!....اه از روی کبود دختری یا اخا رفتم ولی باز امدم.....با غم عشق تو دمساز امدم جان زینب کن نگاهی بر دلم...بی تو ماندن شد تمام مشکلم زندگی بی تو برادر مشکل است....داغ زخم تو همیشه در دل است ای برادر بی تو زینب خسته شد....دست زین العابدینت بسته شد بنگر اینک موی زینب شد سپید....لشگر غم را به جز زینب که دید تو رفیق نیمه راه زینبی؟....اب خوردی یا که تو تشنه لبی؟ کربلا با غصه و غم امدم....با هزاران رنج و ماتم امدم گو به خواهر از چه می کردی صدا؟....لحظه های اخر عمرت مرا اسم مادر بردی اندر قتلگاه....می شنیدم ناله اش با سوز و اه جان خواهر بودی اما رفته ای....روی نی با من سخنها گفته ای زینبم ای خواهر غم پرورم....کن نگهداری ز طفلان حرم مادری کن بر سه ساله دخترم....جان تو جان رقیه ،خواهرم یا اخا دیگر ز تو شرمنده ام....شد شهیده دخترت من زنده ام کاش می ماندم کنارت یا اخا....جان من در کربلا می شد فدا
بر دل عاشق امیری یا حسین.....این غمت از دل نگیری یا حسین دل بسوزد بهر قلب خسته ات.....خواهرت رفته اسیری یا حسین اربعینت امده کن یک نظر.....از دلم کن دستگیری یا حسین غافله سالار دل شد زینبت....خود ز غمهایش خبیری یا حسین معجری کو تا بپوشاند رخش.....زیر اندازی حصیری یا حسین دانم از غمهای او گریان شدی....تو خودت بر نی سفیری یا حسین من بمیرم بهر زینب خواهرت.....اربعین امد زیارت مادرت
السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین علیه السلام زندگی با تو اجین شد یا حسین.....این دلم بر تو غمین شد یا حسین .............................................................................................................. دل داده ام و جنون گرفتم....در عشق وضو به خون گرفتم با روی حسین دل گرفتم....با عشق تو اب و گل گرفتم دریای غمت چقدر زیباست....در ساحل ان رخ تو پیداست ای کعبه به خاک پات تشنه....ای چشم به ان نگات تشنه ای اب فدای ان لبانت.....دل عاشق ناز کودکانت دل بهر تو پر زند به هر جا....تا روی ترا کند تماشا دنیا چو خسی است پیش پایت....بر ذره ی خود نما عنایت با روی تو من غمی ندارم.....با بیش تو من کمی ندارم می میرم اگر دمی نباشی....از دیده چو شبنمی نباشی از کرب و بلا کجا بود سر.....از کعبه مزار توست بهتر من عاشق و مبتلای کویت....جان می دهم از برای رویت ای بوی تو از گلاب خوشتر....اشک تو ز شهد ناب خوشتر گرد حرمت کبوتر دل.....شش گوشه ی تو مراست منزل امید دل است با تو بودن....در کرب و بلا گذر نمودن دل فانی توست ای حسین جان....از روز نخست ای حسین جان
السلام علیک یا اباصالح المهدی عجل الله فرجه الشریف
شب جمعه شد و یارم نیامد......عزیز جان به دیدارم نیامد گریبانگیر من شد دوری از او.....طبیب و یارو دلدارم نیامد بسی اماده کردم سبزه و باغ.....گل زهرا به گلزارم نیامد خدایا بی حبیبم من چه سازم....شفا بخش دل زارم نیامد مگر دنیا چه دارد بهر جانم....که مستم کرده و یارم نیامد
السلام علیک یا فاطمة الزهرا سلام الله علیها
فاطمه اندر دو جهان یار ماست.....در همه ی عمر طرفدار ماست فاطمه با صفاتر از بهشت است.....برای ما اخر سرنوشت است بهر پدر فاطمه مادر بود.....کفو فقط برای حیدر بود فاطمه انسیه ی حورا بود.....بوی جنان برای بابا بود فاطمه فخر است برای نبی.....فاطمه یار است برای علی دست علی بر همه مشکل گشا....فاطمه می دهد علی را شفا دخت نبی بهر علی یار بود.....روشنی خانه ی سردار بود مدینه با فاطمه شهر نبی است....شمس ز نور خانه اش منجلی است شمس اگر روشنی عالم است.....منیع ان دخت نبی خاتم است محبت و دوستی و سخاوت.....گرفته از کوثر حق طراوت گل که قشنگ است و بسی با صفاست....طراوتش ز دختر مصطفی است دهر کجا دیده چنین مادری.....خدا بود فاطمه را مشتری بهانه ی خلقت حق فاطمه است.....تمامی شوکت حق فاطمه است فاطمه گر نبود حیدر نبود.....اثر ز گفتار پیمبر نبود داشت حسین او ز مادر اثر.....به کربلا سینه نمودی سپر حسن که مظلوم و گل مدینه است.....غمزده ی مادر و زخم سینه است حیدر اگر بی کس و تنها شده.....یاور او حضرت زهرا شده وای خدایا دلم از غم گرفت.....به یاد زهراست که ماتم گرفت فاطمه گر هست به دنیا خوشم....از می او در همه جا سرخوشم ولای او داده به من رنگ و بو.....محبتش داده مرا شستشو عاشقی ار هست فقط اهل بیت.....گرچه بگویی ز دلت نیک بیت دم مزن از عشق کسان در جهان.....عشق خودش عاشق ان دلبران عشق به جز عشق ولا باطل است....خرم ازین عشق ولایت دل است
|
درباره وبلاگ
السلام علیکم یا اهل بیت النبوه....بابی انتم و امی و نفسی و اسرتی
مهر 1388 شهریور 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 پیوندها
عشق حقیقی |