|
السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین علیه السلام تا که به سوی تو حسین رو کنم.....سیب ز دستان شما بو کنم مهر شما در دل من جا گرفت.....دل ز دلم برد و زدنیا گرفت اسیر و سرگشته و حیران شدم....با تو من اماده ی جبران شدم هر چه گنه بود خریدی زمن.....گریه برای تو حسین کار من یاد تو کرده دل من با صفا.....برده مرا تا حرم کربلا کرب و بلای تو شده جان من....باعث زیبایی و غفران من عشق تو ارامش این جان شده....مهر تو سرمایه ی ایمان شده چشم عدوی تو کند کور حق.....که عاشقت بهر تو شد مستحق دل ز همه عالمیان برده ای.....شیر ز دستان نبی خورده ای فاطمه بوییده تو را روز و شب.....طالب دیدار رخت بوده رب عرش خدا فرش سر راه تو....ملایکه مست رخ ماه تو کرامت از مزار تو پا گرفت....نور ز مرقد تو دنیا گرفت کن نظری بر دل ما یا حسین....مدد نما عزیز زهرا حسین
یا علی بن ابیطالب علیه السلام یا امیر المومنین
اول روزم به نام حیدر است.....رشته ی مهر ولایش در سر است شیر از مادر به عشقش خورده ام.....بهر دل تنها امیرو دلبر است تو مکن توبیخ گر دیوانه ام......این دلم مجنون شاه قنبر است دوست دارم با خودش گویم سخن....بهر دیدارش دل من مضطر است یا علی عشق من و احسان تو.....نوکری تو ز هر عالم سر است بی تو بودن نیست هرگز باورم.....مرگ از بی مهری تو بهتر است جذبه ی عشق تو بی تابم نمود.....جام می از دست مولا خوشتر است این دلم می نالد از دوری تو.....کی مرا جز با تو بودن باور است وقت جان دادن به هنگام نیاز....حلقه ی مهر تو مارا یاور است دوستت دارم به جان فاطمه.....ضامن این حرفهایم مادر است
یا امیرالمومنین علی علیه السلام دل به دلبر داده ام دلبر کجاست.....انکه مولا باشد و رهبر کجاست با علی من میزنم بر دیو نفس......ان امیرالمومنین حیدر کجاست دوستش دارم خدا شد شاهدم.....کرده غوغایی به دل سرور کجاست من که باشم جز غلامی بر درش....شاه شاهان سرور قنبر کجاست یا علی جان عاشقی دیوانه ام.....انکه مجنون را کشد در بر کجاست دوست دارم از دل و جان من تو را....رشته ی حب ترا اخر کجاست لطف فرما یک نشانی گو به من....قبر زهرا دخت پیغمبر کجاست اه می سوزم ز شوق فاطمه....یک نشانی ان گل اطهر کجاست
السلام علیک یا بقیة الله فی ارضه امده صبح جمعه و به دل بود بهانه ات......دلم نموده یاد تو به ذکر عاشقانه ات بیا که بی تو زندگی بجز سراب هیچ نیست.....بیا به جان من رسان نوایی از ترانه ات بیا که دل سیاه شد بدون نور ماه تو.....بیا که سوی چشم من بود ز نور خانه ات غمی به دل نشسته و مسیر را نموده گم....دلیل راه من بود زمزمه ی شبانه ات منم که در مسیر تو گدای بی کسم شها....بگیر دست بی کسی فدای دست و شانه ات یا تو بیا زخیمه ات یا ببرم به پیش خود.....یا برسان بدست من دست خطی ز نامه ات در انتظار روی تو نشسته در فراق تو....منتظر شهادتم تو خود بگو نشانه ات ماه صفر شد و دلم خون شده از غم حسین.....بیا به خونخواهی او با دل عارفانه ات
السلام علیک یا ابا صالح المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف شب جمعه شد و غمدار مهدیست.....حزین از دوری دلدار مهدیست خدایا کارهایم پیش رویش.......منم شرمنده و غمخوار مهدیست چو امشب روضه ی عباس خوانند....فقط غمخوار ان سردار مهدیست خدایا اسم زینب امد امشب......برای عمه اش تبدار مهدیست بسی گریه کند بهر سه ساله.....ازین غصه غمین بسیار مهدیست چکد خون از سرو از پای سجاد......دوای غصه ی بیمار مهدیست خدایا پس چه شد وقت ظهورش.....عزیز و خسته و بی یار مهدیست
سلام بر حسین علیه السلام لعنت بر یزید لعنت الله .............................................................................. تا نفس دارم اقا دم از تو مولا میزنم......خودم و همیشه قاطی نوکرات جا میزنم به خودت میگم اقا خیلی دلم خاطرخواته.....تو بخوای پر میکشم سری به عقبی میزنم دل من عاشقته زندگی رو میخوام چیکار......پشت پا بر همه چی بجز تو اقا میزنم کاشکی میشد که منم غمخوار بچه هات باشم.....دشمن بچه هاتو ای گل زهرا میزنم زینبت اسیر دست مردم شامی شده.....جونمو به پای اشک دخت زهرا میزنم من نمیگم ادمم اما خراب عشقتم......شیطونو به نام تو حجت تنها میزنم
این دلم دیوانه شد در کربلا....زینبا وا زینبا وا زینبا
شور گریه دارم اندر کربلا.....ناله ها دارم کنار ناقه ها اه یک دنیا پر از دردو بلا.....در دل زینب بود از کربلا کربلا بگذشت اما ای خدا....وای از نامردم شام بلا شامیان در شهر ازین بسته اند.....نانجیبان این یتیمان خسته اند شامیان با سنگ روی پشت بام....می نمودند با سر بر نی سلام می گرفتند کینه ی بدر و حنین....از دل زینب و از راس حسین شامیان اف بر مرام و دینتان.....کودک ازاری!چه شد ایینتان؟ یک سه ساله بینتان مهمان نبود؟....جای سیلی بر رخش پنهان نبود یک نفر گوید گناه او چه بود؟.....روی او مانند ماه کوچه بود! شامیان گویید او زهرا نبود<؟.....عمه ی او زینب کبرا نبود؟ راس بابا با دل دختر چه کرد؟.....با دل او بوی خاکستر چه کرد؟ جان به قربان تو ای محزونه ام....من فدایت دخترم معصومه ام اینهمه غم در دلت جاری شده.....راس بابا در برت قاری شده قاری قران زهرایم حسین....دخترم من بر تو بابا یم حسین
به یاد شهدا و امام شهدا شور بهمن انقلاب اورده است.....بوی گل با شهد ناب اورده است یاد گلهایی که پرپر گشته اند.....عطر دلجوی گلاب اورده است
یا حسین شهید علیه السلام از ازل مست تو بودم یا حسین.....یار پابست تو بودم یا حسین گریه کن بودم به سینه می زدم.....چون که در دست تو بودم یا حسین من که اقایی ندارم جز خودت.....کوچک و پست تو بودم یا حسین زندگیها کرده ام با یاد تو......عبد سرمست تو بودم یا حسین ............................................................................................. زینبا بر تو سلامم تازه باد.....این سلامم بی حد و اندازه باد این سلامم بهر اشک جاری ات.....پای نی اندر بر دروازه باد
یا حسین شهید باز دلم کرب بلایی شده.....کفتر گنبد طلایی شده باز دلم را تو صدا کرده ای.....وجود من کرب بلا کرده ای اتش عشقی تو به پا کرده ای.....حب خودت در دل ما کرده ای اسم تو زینتگر این دل شده.....یاد تو روشنگر محفل شده این دل دیوانه شده رام تو.....من به فدای همه ایام تو زندگی ام با تو چه زیبا شده.....بهر دلم ذکر تو ماوا شده کرب بلایی شدم و غم شدم.....بهر تو من یکسره ماتم شدم عشق ندارم بجز از روی تو.....اوج مسیرم به سر کوی تو یا تو بگیر این دل و جان مرا.....یا بزن اتش استخوان مرا طاقت این داغ ندارد دلم....سوخته از داغ تو اب و گلم میکشد اخر غم تو امشبم.....سوخته ی داغ دل زینبم
یا فاطمه ی زهرا سلام الله علیها ماه صفر امده یا فاطمه.....ماه غم و غصه ی دلها همه حال دل دختر تو زار شد.....خون به دل عابد بیمار شد زینب تو موی پریش حسین.....اشک غمش ریخته از هر دوعین ماه صفر داغ دلت تازه شد.....خون حسین تو تر وتازه شد اه خدایا تو نظاره گری......طفل سه ساله شد ترا مشتری نیمه شب او یاد پدر کرده بود.....عمه ی او خاک به سر کرده بود صورت او سرخ ز سیلی بود.....تنش کبود و همه نیلی بود اه که این غم زده بر دل شرر.....کاش که جان میشدی اورا سپر عمه دلش به یاد زهرا گرفت.....طفل در اغوش پدر جا گرفت دختر کوچکی زغم اب شد.....عمه ی او ز غصه بی تاب شد اینهمه غم با دل زینب چه کرد....اه دلش وای که انشب چه کرد
سلام بر ابا صالح المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف مهدیا بی تو مسیرم باطل است.....با تو باشم دین من هم کامل است یک شب جمعه بشو مهمان ما.....منتظر بهر رخت امشب دل است من گنهکارم ولی با لطف تو.....این دلم الطاف حق را شامل است کاروانسالار امشب زینب است.....عمه جانت را غمی بی ساحل است دانم اندر دل تو را هر دم غمی است.....بهر زینب در دل تو ماتمی است
سلام بر... زینبا اه از نهادم می کشم.....از غمت اهی دمادم میکشم کاش زینب بود اما غم نبود.....در کنارش هاله ی ماتم نبود کاش در کرب و بلا گم می شدم.....بهر زینب یک تبسم می شدم کاش بودم چادری در ان میان.....تا حجابی باشم از نامحرمان کاش ابی بودم و در کربلا.....می نمودم تر لب خشک ترا
حسین جان:
عاقبت من را خدایی میکنی.....این وجودم کربلایی می کنی یک نظر بر عاشق دیوانه ات.....دل شده خاکسترت پروانه ات از فراتت اب عشقم داده ای.....گریه و اشکی که بر من داده ای این محرم قاب دادی بر دلم.....کرده ای روشن زنورت محفلم وه عجب مهمانیی کردی بپا.....یکسره بردی دلم را کربلا با غمت از زندگانی رفته ام.....گرچه در ظاهرببینند زنده ام زینبت اتش بر این جانم زده.....ناله اش شعله به ارکانم زده زندگی جز حسرت دیدار نیست.....یک نفس خالی از ان دلدار نیست دل اسیر یک هوایی گشته است....گوییا او کربلایی گشته است جسم من خاک زمین کربلاست....ارزشی دارم اگر از نینواست دل به دستش داده ام هر جا که اوست.....تا برد هرجا که خاطرخواه اوست حسین جان!چیزی جز درد و غم کربلایت،دردو غم دوریت،دردو غم کودکان معصومت،نگاه مظلومانه اما سراسر جذابت،اه زینبت برایم نمانده است! چه بگویم که مجبورم نفس بکشم و این خواست خواست من نیست بعد ظلم به شما!خواست دل با تو بودن است و بس!چشیدن از محبتت و ولایتت! دوستت دارم با تمام وجود یا ابا عبدالله الحسین علیه السلام
سلام خدمت همگی عزیزان کربلایی بود اما نگذرد.....این دل دیوانه را هم می برد ........................................................................................ هر زمان و هر مکانم کربلاست.....کربلایش قبله ی امید ماست یک حسین رفت و حسینی شد پدید.....این دلم لبیک مولایش شنید گر حسینم رفته پس این یار کیست......گر حسینم نیست این دلدار چیست می کند هر روز و شب من را صدا......می برد هر لحظه من را کربلا نام زیبایش دلم را برده است.....اشک چشمم اب از او خورده است زندگی را داده رنگ و بوی عشق.....کربلا شد قبله ی من کوی عشق اه ای کوفی ببین زنده است او.....دل زهر پیرو جوان برده است او خواستی محوش نمایی ای عدو....دوستش دارم خدایا خود بگو شد حسین و کربلایش دین من.....ذکر مولایم حسین ایین من دوست دارم تا بمیرم با حسین.....توشه از دستت بگیرم یا حسین یا حسین شهید سلام بر تو...................................................................
با سلام و عرض خسته نباشید به همه ی عزیزانی که به این وبلاگ تشریف می اورند می خواهم اشعاری که در زمینه های مختلف رو میگم در اینجا بزارم.
شد دلم مست می قالوا بلی.....مست جان دادن برای کربلا از ازل حق بر دلم زنجیر کرد......عشق مولا را به دل تدبیر کرد گفت جانت می دهم کن زندگی.....کن به درگاه ولایت بندگی روح و جانت می دهم بهر حسین.....اشک ریزانت دهم من از دوعین هدیه کردم بهر جان تو دلی.....تا که در ان خود بسازی منزلی میهمان کن در سرای خود حسین.....بهتر از جان کن برای خود حسین یک حسینت داده ام چون کیمیا.....کیمیا نه او بود خون خدا دل نما سرمست و رام کربلا.....زندگی کن با مرام کربلا هر که را من انتخابش کرده ام.....در بلایا من کبابش کرده ام کربلا یی میکنم من یار را.....نینوایی میکنم دلدار را رمز خلقت عشق بهر کربلاست.....یار من کی از حسین من جداست اخر کار تو و دنیا همه.....هست در دست حسین فاطمه یا حسین این دین و این دنیای من.....محو روی تو منم اقای من جان من قابل نباشد در برت.....من فدای ان سه ساله دخترت کاش من را بر سر نی می زدند.....جای زینب بر تن من می زدند کاش دنیایی نبود و غم نبود.....کاش بهر زینبت ماتم نبود کاش جانم بهر تو میشد فدا.....نیزه میخوردم به دشت کربلا هر چه گویم شعله ورتر میشوم.....خادم این درگه اخر می شوم یا حسین علیه السلام
|
درباره وبلاگ
السلام علیکم یا اهل بیت النبوه....بابی انتم و امی و نفسی و اسرتی
مهر 1388 شهریور 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 پیوندها
عشق حقیقی |