|
باز دلم شور محرم گرفت سراسر وجود من غم گرفت باز دل عاشق و دیوانه ام رفت به کربلا و ماتم گرفت چشم دلم از غم و درد حسین چشمه شد واشک دمادم گرفت وای خدا باز محرم شده گریه و ناله سر راهم گرفت نور حسینی چو به دل چیره شد جای در این قلب سیاهم گرفت ناله ی مهدی چو به گوشم رسید داغ شد و گریه و آهم گرفت سیاهی بزم عزای حسین نور شد و جلوه به عالم گرفت خواست که جانم برود از بدن ذکر حسین آمد و جانم گرفت چونکه شدم عاشق و دیوانه اش این دل دیوانه بسی دم گرفت زمزمه کرد عاشقی آغاز کرد اشک زلال آمد و نم نم گرفت نام حسین آمد و فریاد شد باز دلم شور محرم گرفت
بسیجی هستم و حیدر مرامم کنم یاری رهبر با کلامم
بسوزانم وجود آن کسی که زده آتش به تمثال امامم اگر اذنم دهد رهبر به یک آن نیارد تاب دشمن از قیامم ندارم آشتی با اهل فتنه کشم شمشیر بیرون از نیامم الا سید علی ای قائد ما برای غصه ات تلخ است کامم در این ایام فتنه ،ای خمینی به خاک مرقدت باشد سلامم
یا علی گویم و جان می گیرم آخر از عشق علی می میرم
می خرم مهر علی با دل و جان با عدویش همه جا در گیرم آه حیدر منم آن حلقه به گوش بنما بهر خودت زنجیرم مهر تو ای به فدایت گردم کرده از لطف دو دنیا سیرم کرده عشق تو یدالله علی در همه زندگیم تسخیرم من غلام تو شدم در دو جهان وه عجب نیک بود تقدیرم با علی در دو جهان دلشادم بی علی در همه دم دلگیرم فاش گویم که منم رام علی روز و شب ذکر علی تفسیرم من جوانم چو کنار علیم بی علی گرچه جوانم پیرم شیعه هستم من و قربانی او در دفاع حرمش چون شیرم مهر و عشق علی و نام علی گشته در زندگیم اکسیرم جز علی با دل دیوانه مگو یا علی خود بنما تدبیرم لحظاتی که شوم اهل گنه حبّ مولا بدهد تغییرم یا علی از عملم راضی باش بگذر از جرم من و تقصیرم
من را فدای روی علی افریده اند دل را گدای کوی علی افریده اند روز و شبم من از پی حیدر دویده ام جانم به جستجوی علی افریده اند بر من مگیر خرده که ذکرم علی علی است من را به گفتگوی علی افریده اند دانی چرا که شیعه بود عاشق علی؟ چون فطرتش ز خوی علی افریده اند هردم نفس ز شوق علی می کشم زجان این سینه را ز هوی علی افریده اند خلقم خدا نمود به پابوسی علی یعنی دلم به سوی علی افریده اند اصلا خدا به روی علی جلوه می کند صوت حق از گلوی علی افریده اند خشم خدا صلابت حق قدرت خدا در زور و بازوی علی افریده اند این آبها و اینهمه باران و رود و بحر چون قطره ای ز جوی علی افریده اند هر بوی خوش که بر دل تو روح می دهد از ذره ای ز بوی علی افریده اند یوسف که هست جلوه ی زیبای ما خلق از جلوه ی نکوی علی افریده اند در کلّ کائنات هر آنچه خدا سرشت بر طرّه ای ز موی علی افریده اند اشکی که بر حسین علی شد نصیب من از یمن آبروی علی افریده اند اندر بهشت خانه ی ما در جوار اوست من را به روبروی علی افریده اند یارب تو روزیم بنما انتقام او دل دشمن عدوی علی افریده اند
الا نگار دل ما چرا نمی آیی تمام حاصل زهرا چرا نمی آیی تمام زندگیم بی وجود تو بگذشت تو ای مسافر صحرا چرا نمی آیی بدون تو شده عمرم پر از تباهی و جور طبیب جمله ی دلها چرا نمی آیی تمام عمر نگاهم نمودی و کورم برای روشنی ما چرا نمی آیی هزار بار صدایت زدم به هیاتها به محفل من تنها چرا نمی آیی درون دل بنشستی ولی نمی بینم جمال حیدریت را چرا نمی آیی میان خیمه ی خود مهدیا دعا فرما شوم غلام تو مولا چرا نمی آیی همیشه زندگیم در هوای تو بگذشت چه شد جواب تو آقا؟چرا نمی آیی دلم اسیر تو باشد امام من مهدی بخر اسیر دلت را چرا نمی آیی بریز خون مرا دور خیمه ات مولا که حس کنم قدمت را چرا نمی آیی همیشه چون ز تو دورم بترسم از مردن چه ترس با تو ز عقبی چرا نمی آیی بر این دلم نظری کن ببر مرا سویت ببر مرا تو ز دنیا چرا نمی آیی غلام تو شده خسته ز هرچه زندگی است بیا زخیمه نگارا چرا نمی آیی
|
درباره وبلاگ
السلام علیکم یا اهل بیت النبوه....بابی انتم و امی و نفسی و اسرتی
آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 پیوندها
عشق حقیقی |